بیوگرافی فرامرز قریبیان

فرامرز قریبیان متولد سال ۱۳۲۰ در تهران است ،قریبیان همسر مینا خیامی (فیلم‌نامه‌نویس) و پدر محمدسام قریبیان (بازیگر و مجری) است ،او تاکنون سه بار در سال‌های ۱۳۶۶، ۱۳۷۱ و ۱۳۷۸ موفق به کسب سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره فیلم فجر شده‌است ،دارای تحصیلات ناتمام در رشته بازیگری مدرسه ویرژوال آرت آمریکا است. وی فعالیت سینمایی را با دستیاری کارگردان و ایفای نقش کوتاهی در فیلم بیگانه بیا ساخته مسعود کیمیایی در سال ۱۳۴۷ آغاز کرد. سپس به دلیل مسافرت به خارج از کشور چند سالی از سینما دور بود. در سال ۱۳۵۱ بار دیگر در فیلمی از مسعود کیمیایی به نام خاک بازی کرد و بازی خوب و روانش در فیلم گوزنها در کنار بازی قدرتمندانه بهروز وثوقی، نام او را سر زبانها انداخت. پس از انقلاب و در دهه شصت در فیلمهای بسیاری بازی کرد و موفق شد از جشنواره ششم فیلم فجر جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای بازی در فیلم ترن دریافت کند. او در ضمن در سال ۱۳۶۵ طعم کارگردانی را هم با فیلم قابل قبول جدال در تاسوکی چشیده است.در اوایل دهه هفتاد و در سال ۱۳۷۰ پس از ۱۵ سال بار دیگر در فیلمی از مسعود کیمیایی بازی کرد: ردپای گرگ؛ یک بازی ماندگار در فیلمی ماندگار.
دوران کودکی و نوجوانی قریبیان در خیابان آبشار، بازارچه نواب و کوچه دردار سپری شد و تحصیلات ابتدایی را در دبستان “ترقی” و دوره دبیرستان را در دبیرستان “بدر” طی کرد. از ۹ سالگی با مسعود کیمیایی رفیق بود چون خانه‌هایشان کنار هم بود و در کوچه با هم بازی می‌کردند آنها حتی در دوران دبیرستان هم با هم هم‌کلاسی بودند.
از ۱۳ سالگی بود که به سینما علاقمند شد و به همراه کیمیایی و اسفندیار منفردزاده که او هم در محله آنها بود به دفاتر سینمایی سر می‌زدند که البته هیچ‌کس هم آنها را تحویل نمی‌گرفت. در نهایت در سن ۱۴ یا ۱۵ سالگی بود که به “آژیر فیلم” می روند دفتری که مرحوم خاچکیان فیلم‌هایش را در آن‌جا می‌ساخت و تنها کسی بود که برای اولین بار آنها را تحویل گرفت و استقبال خوبی از آنها کرد.خا چیکیان حتی به قریبیان گفته بود : تو نگران نباش هرچه سن ات بالاتر می رود تیپ ات بهتر می شود .خاچیکیان حتی به قریبیان وعده بازی در فیلم می دهد البته آن طور که خود قریبیان تعریف کرده خاچیکیان هیچ‌وقت به وعده‌اش عمل نکرد اما همین که به او ورفقایش امیدواری می داد برای آنها بسیار خوشایند و لذت‌بخش بود.

فیلم شناسی

فیلم سینمایی
بیگانه بیا (مسعود کیمیایی، ۱۳۴۷)
خاک (مسعود کیمیایی، ۱۳۵۱)
صلوة ظهر (سعید مطلبی، ۱۳۵۳)
چشم انتظار (مهدی ژورک، ۱۳۵۴)
وقتی که آسمان بشکافد (فتح الله منوچهری، ۱۳۵۵)
گوزنها (مسعود کیمیایی، ۱۳۵۴)
غزل (مسعود کیمیایی، ۱۳۵۵)
سرباز (محمدرضا فاضلی، ۱۳۵۶)
خاتون (رضا میرلوحی، ۱۳۵۶)
هجرت (میلاد، ۱۳۵۷)
سایه‌های بلند باد (بهمن فرمان آرا، ۱۳۵۷)
امشب اشکی می ریزد (منوچهر مصیری، ۱۳۵۷)
جنگ اطهر (محمد علی نجفی، ۱۳۵۸)
بازرس ویژه (منصور تهرانی، ۱۳۶۰)
عفریت (فرشید فلک نازی، ۱۳۶۱)
سفیر (فریبرز صالح، ۱۳۶۱)
پرونده (مهدی صباغزاده، ۱۳۶۲)
پایگاه جهنمی (اکبر صادقی، ۱۳۶۳)
ریشه در خون (سیروس الوند، ۱۳۶۳)
سناتور (مهدی صباغزاده، ۱۳۶۳)
آوار (سیروس الوند، ۱۳۶۴)
گردباد (کامران قدکچیان، ۱۳۶۴)
سمندر (محمود کوشان، ۱۳۶۴)
گمشده (مهدی صباغزاده، ۱۳۶۴)
ترن (امیر قویدل، ۱۳۶۶)
کمینگاه (سیروس تسلیمی، ۱۳۶۶)
کانی مانگا ( سیف الله داد، ۱۳۶۶)
دلار (ناصر مهدی پور، ۱۳۶۷)
مرگ پلنگ (فریبرز صالخ، ۱۳۶۸)
فیل در تاریکی (۱۳۶۸)
انفجار در اتاق عمل (رحیم رحیمی پور، ۱۳۷۰)
تبعیدی ها (جهانگیر جهانگیری، ۱۳۷۰)
دو نفر و نصفی (یدالله صمدی، ۱۳۷۰)
گریز (ناصر مهدی پور،۱۳۷۱)
طعمه (فرامرز صدیقی، ۱۳۷۱)
بندر مه آلود (امیر قویدل، ۱۳۷۱)
ردپای گرگ (مسعود کیمیایی، ۱۳۷۱)
ترانزیت (علی سجادی حسینی، ۱۳۷۲)
آخرین خون (منوچهر مصیری، ۱۳۷۲)
می خواهم زنده بمانم (ایرج قادری، ۷۳/۱۳۷۲)
منطقه ممنوعه (رضا جعفری، ۱۳۷۳)
شریک زندگی (سید علی خوش نشین،۱۳۷۳)
تجارت (مسعود کیمیایی، ۱۳۷۳)
مروارید سیاه (شفیع آقا محمدیان، حبیب الله بهمنی، ۱۳۷۳)
دایره سرخ (جمال شورجه، ۱۳۷۴)
قانون (فرامرز قریبیان، ۱۳۷۴)
روز دیدار (سید علی خوش نشین، ۱۳۷۴)
دشمن (عباس بابویهی، ۱۳۷۴)
اشک و لبخند (شاپور قریب، ۱۳۷۴)
روی خط مرگ (مجید جوانمرد، ۱۳۷۵)
در سرزمینی دیگر (شفیع آقامحمدیان، ۱۳۷۵)
ارابه مرگ (رضا قهرمانی، ۱۳۷۵)
یاغی (جهانگیر جهانگیری، ۱۳۷۶)
تارهای نامرئی (حبیب الله بهمنی، ۱۳۷۶)
خط‌ها و سایه‌ها (بهروز فرجی، ۱۳۷۷)
چشم عقاب (شفیع آقامحمدیان، ۱۳۷۷)
مرد بارانی (ابوالحسن داودی، ۱۳۷۸)
چشمهایش (فرامرز قریبیان، ۱۳۷۸)
رقص در غبار (اصغر فرهادی، ۱۳۸۱)
شهر زیبا (اصغر فرهادی، ۱۳۸۲)
گزارش مریم (اسماعیل براری، ۱۳۸۴)
رویای خیس (پوران درخشنده، ۱۳۸۴)
کارناوال مرگ (حبیب اله کاسه ساز، ۱۳۸۵)
سیف الله (فریبرز کامکاری، ۱۳۸۵)
رئیس (مسعود کیمیایی، ۱۳۸۵)
ارابه مرگ (رضا اعظمیان، ۱۳۸۵)
فاصله (کامران قدکچیان)
آلزایمر (نسیان) (احمدرضا معتمدی ، ١٣٨٩)

مجموعه تلویزیونی
نیستان (حسین مختاری، ۱۳۸۰)
روز حسرت(سیروس مقدم ٬ ۱۳۸۷ )
باغ شیشه ای (مهدی مظلومی ٬ ۱۳۸۹)

کارگردان
قصاص (۱۳۸۹)
چشمهایش (۱۳۷۸)
قانون (۱۳۷۴)
جدال در تاسوکی (۱۳۶۵)

تهیه کننده
قصاص (۱۳۸۹)
چشمهایش (۱۳۷۸)
قانون (۱۳۷۴)
جدال در تاسوکی (۱۳۶۵)

مصاحبه با فرامرز قریبیان در ادامه مطلب

فرامرز قریبیان نزدیک به چهار دهه است که در عرصه سینما حضوری چشمگیر و موثر دارد. وی در بیش از ۶۰ فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته است. بازی خوب و روانش در فیلم <گوزن‌ها> نام او را بر سر زبان‌ها انداخت و دو بازی آخر وی <رقص درغبار و شهر زیبا> از ماندگارترین نقش‌آفرینی‌های کارنامه هنری او محسوب می‌شود.

فیلم <رویای خیس> به کارگردانی پوران درخشنده با نقش‌آفرینی وی در نوبت اکران قرار دارد. همچنین فیلم <گزارش مریم> ساخته اسماعیل براری با بازی وی به زودی آماده نمایش خواهد شد.

درباره او گفته‌اند: <او نمایانگر قهرمان زخمی است. قهرمانی تلخ، به بن بست رسیده و درعین حال عاشق که دیگر در روزگار نامردمی‌ها جایی ندارد و خود نمی‌خواهد یا نمی‌تواند این را باور کند.>

فرامرز قریبیان مردی که <وقتی اومد نفهمیدیم کی اومده، وقتی رفت، فهمیدیم کی رفته!.> هنرمندی که به جرات می‌توان او را الگویی بی‌نقص از هنرمندانی دانست که سینمای ملی به آنان نیاز دارد.

هنرمندی که توانایی، دانش، فیزیک، نجابت و اخلاق را توامان با هم دارد. هنرمندی با ویژگی‌ها و خصایل پهلوانی که از جایگاه منحصر به فرد در سینما و فرهنگ و هنر این مرز و بوم برخوردار است.

- بعد از گذشت چهار دهه فعالیت در عرصه بازیگری این عرصه را در سینمای ایران چگونه ارزیابی می کنید؟
از سال ۱۳۵۰ به طور حرفه‌ای فعالیت‌ام را در عرصه سینما آغاز کردم. این حرفه ما پیش از این بیشتر بدون برنامه‌ریزی بوده است و به همین دلیل برخی از بازیگران ما قبول می‌کنند که همزمان در چنداثر سینمایی به ایفای نقش بپردازند. اما من سعی کرده‌ام با تمام مشکلات اقتصادی و اجتماعی که بر سر راهم قرار داشته است، به این شکل کار نکنم. همیشه بازی در یک فیلم را به اتمام می‌رساندم و بعد پیشنهاد کار دیگری را قبول می‌کردم به همین دلیل بارها ۶ ماه تا ۸ ماه بیکار شده‌ام و به دفعات شده است که پیشنهاد بازی در دو فیلم با هم به من داده شده است و حال آنکه باید یکی از آن دو را انتخاب کنم.
مشکل دیگری که در این عرصه بوده این است که در فیلمی قرارداد می‌بندیم، قرار است کار شروع بشود و بعد به یک بن‌بستی برمی‌خورد و متوقف می‌شود و باز باید چند ماه انتظار بکشیم تا کار بعدی آغاز شود.

- فعالیت در عرصه کارگردانی را براساس چه معیاری و با چه رویکردی آغاز کردید؟
در عرصه کارگردانی نیز مشکلات بیشتری وجود دارد به خصوص برای افرادی مثل من، با روحیه من که اصلاً روحیه اداری نیست و سازگاری با کار اداری را ندارد، زیرا ما فیلمسازان باید دایماً با وزارت ارشاد در تماس و ارتباط باشیم و برویم و بیاییم تا بتوانیم پروانه ساخت یک فیلم را دریافت کنیم.
اولین فیلم <جدال در تاسوکی> را به این دلیل ساختم که به نوعی وارد حیطه کارگردانی بشوم و با همه مشکلات آن زمان این فیلم ساخته شد. مسوولان ارشاد آن زمان مخالفت کردند با اینکه من خودم در فیلم بازی کنم. در صورتی که نقش اصلی فیلم برای خود من نوشته شده بود و آنها معتقد بودند که بنده نباید همزمان چند کار را انجام بدهم. گفتم همیشه در فیلم‌های دیگران بازی کرده‌ام و همه آن آثار سینمایی سودآور هم بوده است. به هر حال عدم حضور من در فیلم خودم باعث شد که این فیلم زیاد سودآور نباشد.
فیلم دوم <قانون> را هم با این امید که بتوانم کارگردانی و بازی را همزمان انجام دهم، با ژانری پلیسی ساختم. در واقع دو فیلم اولی که ساختم، مورد علاقه‌ام نبودند.
در فیلم سوم <چشم‌هایش> خوشبختانه حق انتخاب داشتم. فیلمنامه این فیلم را آقای مسعود جعفری جوزانی نوشته بودند و با توجه به فیلمنامه خوبی که در اختیار داشتم، سعی کردم در حد توان خودم فیلم خوبی ساخته شود و اولین جایزه بین‌المللی خودم را برای فیلم <چشمهایش> را نیز از <فستیوال فیلم زیمبابوه> دریافت کردم و البته این فیلم در زمان اکران به خاطر کم لطفی مسؤولان خوب نفروخت.

- قصد ندارید چهارمین فیلم خود را بسازید؟
چرا قصد دارم چهارمین فیلم بلند سینمایی‌ام را کلید بزنم. هم اکنون بر روی فیلمنامه‌ای کار می‌کنم و احتمالاً پاییز سال جاری این فیلم را کلید خواهم زد.
این فیلم ژانری شبیه به فیلم <چشمهایش> خواهد داشت زیرا من این فیلم و آدم‌هایش را خیلی دوست دارم. تلاش خواهم کرد فیلمی که می‌سازم، بتواند علاوه بر ارزش و ساختار خوبی که خواهد داشت، سودآور هم باشد و در غیر اینصورت باید ۸ سال دیگر صبر کنیم.

- در این فیلم بازی هم خواهید کرد؟
الان دیگر اصرار ندارم در فیلم خودم حتما بازی کنم ولی دوستانی که با من همراه هستند، تأکید دارند که خود من هم باید حضور داشته باشم و معتقدند اگر این فیلم با این قصه را فیلمساز دیگری هم بسازد، نقش اصلی را باید خود من بازی کنم.

- ساخت فیلم چهارم شما برای فتح گیشه ها خواهد بود و یا حضور در جشنواره‌های جهانی؟
دوست دارم فیلمی که می‌سازم، ابتدا مردم خودمان را جذب کند و بعد به فستیوال‌ها راه یابد.
خیلی از آثار ایرانی مانند فیلم <رقص در غبار> که سه جایزه برای من به ارمغان آورد و در فستیوال‌های خارجی هم حضور یافت، در داخل کشور نتوانست مخاطبان زیادی را جذب کند و این موضوع واقعاً تأسف‌آور است. امیدوارم با بها دادن به فیلم‌های ارزشی و فرهنگی دیدگاه مردم نیز نسبت به اینگونه فیلم‌ها تغییر کند.

- به نظر می‌رسد آرامشی در عرصه سینما به وجود آمده است و به همین دلیل فیلمسازانی چون <واروژ کریم مسیحی> و <بهرام بیضایی> پس از گذشت چند سال مجدداً به عرصه فیلمسازی روی آورده‌اند…
خیلی به این وضعیت امیدوارم. وقتی که این خبر را شنیدم، بسیار خوشحال شدم. البته من تعجب می‌کنم چرا فیلمسازان مطرحی چون بهرام بیضایی نباید هر یک سال و دو سال یک فیلم بسازند و معتقدم حتی باید امکاناتی بیشتر و بهتری برای این دوستان فراهم شود تا در این عرصه ماندگار شوند.

- شما هم از سال ۷۸ تاکنون هیچ فیلمی نساخته‌اید و این موضوع می‌تواند برای شما هم مهم بوده باشد؟
بله سال ۷۸ فیلم<چشم‌هایش> را ساختم و این فیلم سال ۸۰ اکران شد یعنی حتی دو سال اکران این فیلم به تأخیر افتاد. همیشه به فکر ساختن فیلم بوده و هستم و شاید به دلیل همان روحیه‌ای که دارم شرایط ساخت فیلم را در این دوره بهتر می‌بینم.
در سینمای ایران اغلب مسؤولان ارشاد به فیلمسازانی اجازه کار می‌دادند که آثار قبلی آنها به هر شکل ممکن سودآور بوده باشد و هیچ وقت به سینمای فرهنگی – مردمی و فیلمسازانی چون خسرو سینایی، بهرام بیضایی و غیره که خیلی برای سینمای ایران ارزشمند هستند پیشنهاد کار داده نمی‌شد و یا از آنها حمایت لازم نمی‌شد.

- همکاری مجدد شما با مسعود کیمیایی پس از گذشت چندین سال می‌تواند برای علاقمندان به سینمای ایران جذاب باشد به خصوص اینکه شایعاتی بوده است که رابطه شما با آقای کیمیایی قطع شده است.
همیشه با آقای کیمیایی دوست بوده و همکاری داشته‌ام اما در یک دوره‌ای فیلم‌هایی که آقای کیمیایی می‌ساخت، نقش اصلی‌اش جوان‌ها بودند. بعد از فیلم <تجارت> فیلم <ضیافت> ساخته شد که بازیگرانش همه جوان بودند و طبیعتاً آن نقش‌ها به سن من نمی‌خورد و فیلم‌های بعدی هم تا به امروز به همین صورت بوده است ولی در فیلم <رئیس> با مسعود کیمیایی مجددا همکاری می‌کنم، هیچ اختلافی هم میان من و آقای کیمیایی وجود نداشته است و فکر می‌کنم سن و سال من و مسعود از این حرف‌ها و اختلافات گذشته باشد.
من از ۹ سالگی با مسعود کیمیایی رفیق بودم، هم محل بودیم و خانه‌هایمان بغل هم بوده است. در کوچه با هم بازی می‌کردیم و علت اصلی دوری من از مسعودکیمیایی همان بحث انتخاب نقش‌ها بوده است. دیگر اینکه من اصولاً نقش‌های کوتاه را بازی نمی‌کنم. شاید در فیلم‌هایی که آقای کیمیایی ساخته، نقش‌هایی هم بوده باشد ولی مناسب من نبوده است.
جالب است که این فیلم حکایت دو رفیق هم سن و سال خود ما است که بعد از سال‌ها مجدداً به هم می‌رسند و … به هر حال فیلمنامه این فیلم خیلی زیبا است و فکر می‌کنم فیلم <رئیس> یک فیلم همچون فیلم <گوزن‌ها> در این دوره باشد.

- به نظر می‌رسد تنها فیلمی که شما نقش کوتاهی در آن ایفا کرده اید، فیلم <شهر زیبا> بوده است؟
دلیل حضور کوتاه من در فیلم<شهرزیبا> این بوده است که این نقش کوتاه است ولی نقش حساس و اصلی بوده است و نمی‌شود یک سکانس از آن را حذف کرد.

- با توجه به اینکه در مقام بازیگر و کارگردان در آثار ارزشمند بسیاری حضور داشته‌اید، همکاری با کارگردان جوانی چون اصغر فرهادی را چگونه دیده‌اید؟
من همیشه طرفدار جوان‌ها بوده‌ام و معتقدم سینمای ایران احتیاج زیادی به نیروی جوان دارد. البته جوان‌های با استعداد و به همین دلیل هم از افرادی که فیلم اول خود را می‌خواهند بسازند، استقبال می‌کنم و البته نه هر فیلمسازی که می‌خواهد فیلم بسازد بلکه با شناختی که از سابقه کاری آن فیلمساز دارم و همچنین فیلمنامه‌ای که در اختیارم گذاشته می‌شود، انتخاب خواهم کرد.
آقای فرهادی از آن نوع فیلمسازانی است که آینده خوبی در انتظارش است و به همین دلیل از همکاری با وی خیلی راضی هستم. از این به بعد هم حاضرم هر نوع همکاری را با اصغر فرهادی داشته باشم. البته خیلی دوست داشتم فیلم <چهارشنبه سوری> را هم ببینم که متأسفانه تاکنون میسر نشده است.

- گفتید فیلم <چهارشنبه سوری> را ندیده اید، چرا به سینما نمی‌روید؟
مهمترین دلیلش این است که مردم به هر حال من را می‌شناسند و به خاطر کاراکتری که دارم، معمولاً در مکان‌های عمومی ظاهر نمی‌شوم. مردم همه به من لطف دارند و دوست ندارم در فضای شلوغی مثل سینما ظاهر شوم. زیرا نمی‌توانم با همه دمخور شوم و شرمنده آنان می‌شوم و همچنین تمرکز فیلم دیدن را هم از دست می‌دهم. به همین دلیل حتی به مهمانی‌ها هم سعی می‌کنم نروم و فضای آرام و ساکت را ترجیح می‌دهم.

- ارزیابی شما از حضور آثار ایرانی در بازارهای جهانی و بین‌المللی چیست؟
معتقدم از جمله کشورهایی هستیم که توانسته در منطقه و قاره آسیا جایگاه بالایی در عرصه هنر داشته باشد و طبیعتا اگر فیلم خوب ساخته شود، در هر جای دنیا مخاطب خودش را خواهد داشت و در فستیوال‌های جهانی هم حضور خواهد یافت. اما در نهایت سالن نمایش در اختیار آثار ایرانی گذاشته نمی‌شود.

- از محمد سام چه خبر؟
پسرم بعد از بازی در فیلم <ترانزیت> که کارگردانش خودم بودم، نشان داد که خیلی به سینما علاقه دارد و البته با استعداد هم بود. پسرم به عنوان مجری برنامه هم فعالیت کرد ولی چون به حرفه سینما علاقمند بود، خودش تصمیم گرفت برود در آمریکا ادامه تحصیل بدهد. ۶ سال است که در آن کشور درس می‌خواند و تا چند ماه دیگر در رشته سینما فارغ التحصیل خواهد شد.

- آیا نسل جدید سینمای ایران می‌تواند چهره‌هایی ماندگاری نظیر عزت‌الله انتظامی، فرامرز قریبیان و … را به خود ببیند؟
سینما به جوان‌ها نیاز دارد و انواع و اقسام چهره‌ها را نیز در خود می‌بیند، اما در میان تمام این جوان‌ها و چهره‌ها آنهایی که با استعداد هستند جای خودشان را باز می‌کنند و ماندگار خواهند شد.
سینما به رقابت احتیاج دارد، اما همانطور که در کشورهای دیگر هم شاهد هستیم قد و قواره و چهره، خیلی مطرح نیست بلکه نوع نقش آفرینی بازیگر مهم خواهد بود. چهره‌های سینمایی درهر دوره‌ای ماندگار هستند و بعد به فراموشی سپرده می‌شوند، اما ستاره‌هایی مثل آقای استاد انتظامی همیشه ماندگار هستند.

- بعد از ۴ دهه فعالیت در عرصه سینما هنوز هم جایگاه بالایی در میان مخاطبان دارید چگونه به این مهم دست یافته‌اید؟
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی طبیعتا به هیچ وجه نمی‌دانستم که قرار است انقلابی بشود، اما بازهم تمایل نداشتم در هیچ فیلم مبتذلی بازی کنم و کارنامه بازیگری من هم این موضوع را ثابت می‌کند. به هر حال سالم کار کردن در این عرصه، هم سخت و هم جذاب می تواند باشد.

- این روزها بحث رسیدن به سینمای ملی و تولید آثار فاخر و ارزشمند مطرح است شما این روند را در سینمای ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟
اگر واقعا جلوی ساخت فیلم‌های بی‌ارزش گرفته شود، می‌توانیم به آینده سینمای ایران امیدوار باشیم. من معتقدم که این اتفاق باید سال‌های پیش می‌افتاد ولی باز هم خوشحالم که به این مهم دارد توجه می شود زیرا در نهایت منجر به ساخت فیلم‌های ارزشی و فرهنگی بیشتری خواهد شد.

گرد آوری: www.shamdooni.com

ارسال شده در تاریخ: ۵ مرداد ۱۳۹۰

مطالب مرتبط:
بدون نظر بیوگرافی و مصاحبه با فرامرز قریبیان


7 + = 16



صفحه 1 از 11

جاوا اسكریپت