بیوگرافی میلاد کی مرام
میلاد کی مرام متولد ۴ اردیبهشت ۶۴ در بندر انزلی است ، وی فوق دیپلم الکترونیک است ،تا کنون در سریالهای هزار و یک شب ، شاید برای شما هم اتفاق بیفتد و فیلم های سینما سوخته و ملکه و تله فیلم های حول حالنا و شاه کلید ایفای نقش کرده است ، از او هم اکنون سریال نابرده رنج در نقش جابر در حال پخش است ، او همچنین عضو باشگاه والیبال هنرمندان است.
مصاحبه با میلاد کی مرام در ادامه مطلب
مصاحبه ۱
گفتگو با میلاد کیمرام بازیگر “شاه کلید”
سینما باید باورپذیر باشد
میلاد کیمرام ،بازیگر جوانی است که در سالهای اخیر با بازی در تعدادی ساخته تلویزیونی و سینمایی توانسته تواناییهایش را در حرفه بازیگری به نمایش بگذارد . مهمترین بازی او در فیلم سینمایی “سینما سوخته” به کارگردانی مهرشاد کارخانی بودهاست . او دراین فیلم سینمایی که به سفارش سیما فیلم ساخته شدهاست٬یکی از نقشهای اصلی کار را برعهده داشتهاست.
بازی در سریال ” شب هزار و یکم” و تله فیلمهای “حفره” و “شاه کلید” هر دو به کارگردانی حسین تبریزی از دیگر فعالیتهای او در زمینه بازیگری است. در گفت و گویی که با او در پشت صحنه ساخت “شاه کلید” داشتیم،از بازیگری و نقشهای مورد علاقه او پرسیده ایم.
*** کمی درباره نقشی که در این تله فیلم بازی میکنید،صحبت کنید.گویا قرار است یک نقش منفی را از شما ببینیم؟
من در ” شاه کلید” نقش فردی به اسم مراد را بازی میکنم که اولین شخصیت نسبتا منفی است.یعنی خیلی سیاه نیست و کمی هم مثبت است.دودی است!ابتدا این نقش در فیلمنامه مرا جذب نکرد.بعد با صحبتهایی که با آقای تبریزی کردم ، سعی کردیم نقش را آن طور که باید در بیاوریم و پررنگترش کنیم.
به همین دلیل در دیالوگها و شخصیت این نقش تغییراتی ایجاد کردیم که خیلی خوب شد. شخصیت این فرد از اول داستان تا آخر کار به شدت منفی بود ، امامن معتقدم هیچ شخصیتی کاملا منفی نیست. آدمهای قصه مراد، ضیا و مسعود به دلیل محیط جغرافیایی که در آن زندگی میکنند،بچههای جنوب شهرند و در آن حال و هوا بزرگ شدهاند . آدمهای منفی نیستند و خیلی از رفتارها در ذات آن هاست و به فرهنگی که در آن بزرگ شدهاند،مربوط است.
*** چرا نقشتان آن قدر که باید جذبتان نکرده بود، آیا دلیل آن منفی بودن یا به قول خودتان دودی بودن نقش است؟
ما شخصیت منفی در فیلمهایمان خیلی داشتهایم. شخصیتهایی که دیگر کلیشه و بسیار تکراری شده اند.من سعی خود را کردم که مراد را طوری بازی کنم که کلیشهای نشود و امیدوارم این اتفاق بیفتد.خیلی از بازیگرها تا میخواهند نقش یک شخصیت منفی را بازی کنند یا به شدت اگزجره (غلو شده) میشوند و یا اصلا هیچ بازی از خودشان ارائه نمی دهند . در حالی که این ها آدمهای عادی هستند و از دید مردم غیر عادی به نظر میرسند.یعنی خود او فکر نمیکند که آدم منفی است.زندگی عادیاش را دارد.تجربه بدی نبود. برایم اولین نقش خاکستری مایل به دودی بود که بازی کردم.نقشهای دیگرم متفاوتتر از این بودند.
***از میان بازی هایی که داشته اید ، کدام نقش را بیشتر دوست دارید . درواقع ، ترجیح می دهید چه نقشهایی را بازی کنید؟
در کل،سعی میکنم نقشهایی را انتخاب کنم که از هم متفاوت باشند . کار قبلیام با سیما فیلم “سینما سوخته”ساخته آقای کارخانی بود که در آن ، نقش یک پسر خیلی معمولی و مثبت پایین شهری را بازی می کردم.
شخصیتی که تا به حال بازی در آن را دوست داشتهام، نقشی است که در سینما سوخته بازی کردم زیرا به شدت به فضای رئال و واق عی علاقمندم . طبیعتا دوست دارم نقشی که بازی میکنم هم به این دنیا نزدیک باشد . در” شاه کلید” نقشها به تیپ نزدیک میشوند به نظرم در این مورد،حسین تبریزی در کارخود زندگی دارد . من دوست دارم که هر بار تجربه جدیدی داشته باشم . خود زندگی را در نقشهایم بازی کنم و در انتخابهایم هم این را لحاظ میکنم..
***ویژگی نقشی که در “سینما سوخته” داشتید چه بود که آن را بیشتر از باقی نقشهایی که بازی کردهاید دوست داشتید؟
این فیلم در ستایش سینماست. شخصیت من در آن فیلم باز هم یک بچه جنوب شهری بود. در صحبتی که با آقای کارخانی کردیم،دیدیم که این شخصیت در جنوب شهر زندگی کرده، اما با آدمهایی که در فیلمهایمان دیدهایم تفاوت دارد ؛ او تحصیلکرده است، بیان و رفتارش طوری که همیشه مرسوم بوده و آدم را اذیت میکند، نبود و غلو شده به نظر نمی رسید و من فکر می کنم درست بود چون،سینما باید باورپذیر باشد.
با این حال،احساس میکنم هنر و مخصوصا مقوله بازیگری آن قدر وسیع است که هیچ وقت به انتهایش نمیرسی. ما داریم پلان به پلان در زندگیمان چیزهای جدیدی می آموزیم و در بازی هایمان از آن ها استفاده میکنیم. اگر بخواهم به صراحت بگویم، فلان نقش را دوست دارم خطا کردهام. شاید فلان کاراکتری که دوست دارم نقشش را بازی کنم، اصلا در ذهن من نباشد و هنوز با آن مواجه نشده ام. به هرحال هنوز این اتفاق نیفتاده و من هنوز بهترین نقشم را بازی نکردهام.
ما فقر فیلمنامهای داریم. داستانهایمان خیلی کلیشهای است. من هم اگر نقشی را دوست نداشته باشم کار نمیکنم. سینمایی که من دوست دارم ، سینمای خیابانی نیست . سینمای رئالیستی است که واقعا نمونه آن را در میان فیلمهایمان کم داریم.
***آیا در زمینه بازیگری تحصیلات آکادمیک داشتهاید یا اینکه کار خود را به صورت تجربی شروع کرده و ادامه دادهاید؟
من بازیگری را از کلاسهای آقای کیمیایی شروع کردم و در اولین دوره کلاسهای فشرده که برگزار کردند ، حضور داشتم. رشته تحصیلی من با رتبه بیست و دو در دانشگاه ، الکترونیک بود ، اما ادامه دادم چون دوست نداشتم. عاشقانههایم چیزهای دیگری بود. شروع کردم به بازی در تئاتر. اولین کار تئاترم را با آقای رایانی مخصوص انجام دادم. برای آن کار در جشنواره فجر در منطقه بم رتبه آوردم. کار برای فجر انتخاب شد ، اما من تصادف کردم و پایم شکست و به همین راحتی و در کمال تاسف نتوانستم بازی کنم.
تا اینکه به طور جدی در کلاس های آقای کیمیایی شرکت کردم. ایشان یک جمله معروفی دارد که میگوید، من بازیگری را یاد میدهم درس نمیدهم. بازیگری را نمیشود به صورت آکادمیک یاد بگیری، باید تجربه اش کنی. کنار یکسری آدمها باشی و من از آقای کیمیایی بیشتر درس زندگی یاد گرفتم تا بازیگری.
ما از دانشگاههای هنر کشورمان خیلی فارغالتحصیل بازیگری داریم که کار نمیکنند. تحصیلات آکادمیک لازم است ، اما به هیچ وجه کافی نیست. اینکه فقط مدرک بازیگری یا کارگردانی داشته باشی کفایت نمی کند. باید چیزی در تو وجود داشته باشد و تو به دنبالش بروی تا آن را تجربه کنی.
منبع مصاحبه ۱ : سایت سیما فیلم/ ساغر فروتن ، تاریخ انتشار:۱۶/۵/۸۹
مصاحبه ۲
این شبها شاهد هنرنمایی او در سریال نابرده رنج در نقش جابر، افسر آگاهی هستیم. نقشی که کی مرام برای هر چه بهتر بازی کردنش تلاش زیادی کرده است. او دلیل اصلی بازی در این سریال را متفاوت بودن نقشش میداند. گفت وگویی با او درباره این نقش داشته ایم که از نظرتان میگذرد.
چطور نقش جابر به شما سپرده شد؟
۲ کار در گذشته از بذرافشان دیده بودم، فیلم «پنج و بیست دقیقه» و دیگری تله فیلم «تنگنا» که به نظرم فیلمهای خیلی خوبی بودند. از آنجا که مدتها بود در تلویزیون کار نکرده بودم، هم بدم نمیآمد دوباره در تلویزیون بازی داشته باشم. همان زمانی که پیشنهاد بازی در این سریال به من شد، قرار بود در یک فیلم سینمایی هم بازی کنم. گروه نابرده رنج فرصت کمی به من دادند تا نظرم را اعلام کنم، من هم فیلمنامه را خواندم و از نقش جابر خوشم آمد، به نظرم نقش متفاوتی بود که جای کار داشت، به همین دلیل قبول کردم.
این نقش به لحاظ سنی چند سالی از شما بزرگتر است، چه کردید تا به یک نقطه اشتراک با جابر برسید؟
همانطور که تا به امروز دیده اید، جابر پلیس زرنگی است. پختگی او علاوه بر رفتارش در دیالوگهایش هم بسیار مشهود است.
اتفاقاتی که در طول قصه برای جابر میافتد او را بر سر دوراهی قرار میدهد و شخصیت او را دچار تناقض میکند که تمام اینها در انتخابم موثر و جذاب بود. شاید ما تا به حال پلیس زرنگ در تلویزیون زیاد دیده باشیم، اما من سعی کردم با تحقیقاتی که خودم درباره این نقش کردم از منظر دیگری به آن نگاه کنم و در اجرا هم آن را متفاوت با گذشته دربیاورم که خب این کار آسانی نبود.
قصه این سریال در دهه ۶۰ اتفاق میافتد. چه کردید که خودتان را با آدمهای آن زمان نزدیک کنید؟
اتفاقا مساله ای که در رابطه با بازی من در این کار وجود داشت، همین بود. باید همه چیز به سبک آدمهای آن دوره اتفاق بیفتد. نوع دیالوگ گویی من ابتدا با نوع گویش آن دوران متفاوت بود، اما تمام تلاشم را به کار بردم که این مشکل برطرف شود و لحن من از امروزی بودن به دور باشد که ظاهرا هم این اتفاق افتاده است.
سریال را خودتان دیدهاید؟ فکر میکنید آیا کار با اقبال بیننده مواجه شده است؟
اگر سر کار نباشم، بله میبینم و خوشبختانه بازخورد مخاطبان نشان میدهد که مورد اقبال بیننده قرار گرفته است. هرچند فکر میکنم کار بهتر از این باید درمیآمد. این کار انتظاراتم را آنطور که فکر میکردم، برآورده نکرد. ولی با این حال راضی هستم.
چرا؟ مشکل را در کجا میبینید؟
دقیقا مشکلات ما از جایی شروع شد که تهیه کننده کار عوض شد و خب طبیعتا ریتم کار هم تغییر کرد. ولی اگر اجازه بدهید بیشتر از این توضیح ندهم.
آقای کیمرام تا جایی که من میدانم مدتی کار به دلایلی متوقف شد، این قضیه در حفظ حس نقش شما را دچار مشکل نکرد؟
نه اصلا! اگر شما به عنوان یک بیننده متوجه به هم خوردن این حس شدهاید، شاید ولی من تمام سعی ام را کردم که این اتفاق نیفتد.
نقش جابر همان بود که بذرافشان نوشته بود؟ چقدر از نقش، پرورده خود شماست؟
ببینید، اگر قرار بود کس دیگری این نقش را بازی کند، مطمئنا چیز دیگری از کار درمیآمد. این «جابر»ی است که میلاد کی مرام آن را بازی کرده است. من روزهای اول درخصوص این نقش زیاد بحث کردم و با صحبت کردن با کارگردان توانستیم به تعامل یکسانی برسیم.
منبع مصاحبه ۲ : جام جم آنلاین
ارسال شده در تاریخ: ۲۵ تیر ۱۳۹۰