فلورا سام و همسرش مجید اوجی

بیوگرافی فلورا سام

فلورا سام متولد ۱۲ آبان ۱۳۴۴ در شیراز است ،وی  نویسنده و بازیگر تئاتر، سینما، تلویزیون است. او در سال ۱۳۶۳ با مجید اوجی، تهیه کننده ازدواج کرد و در سال ۱۳۶۶ با انتخاب رشته نمایش وارد دانشگاه تهران شد. یک دختر به نام فریال دارد که  متولد ۶۴ و فارغ التحصیل رشته عکاسی است .

فیلم شناسی
مجموعه‌های تلویزیونی
۱۳۹۰ – توطئۀ فامیلی
۱۳۸۹ – روزهای زندگی
۱۳۸۹ – شبی از شب‌ها
۱۳۸۸ – ماه عسل
۱۳۸۲ – نشانی
شیخ مفید
همسایه‌ها

وی همچنین نویسنده مجموعه های همسایه ها و توطئه فامیلی بوده است.

مصاحبه با فلورا سام و همسرش مجید اوجی در ادامه مطلب

 
*چطور شد که قصه «ماه عسل » را به نگارش درآورید ؟
یک ایده دو خطی که از سوی رامبد جوان به شبکه دوم ارائه شده بود ، پذیرفته شد . در تیر ماه به من پیشنهاد کردند که این ایده را طراحی و قصه پردازی کنم و طی جلسات مختلف طرح مورد قبول قرار گرفت و از شهریور نگارش قصه را آغاز کردم .
*چطور به این شخصیت پردازی رسیدید ؟ تمامی شخصیت ها در ماه عسل دیده شدند و در زمان محدود توانستید پیام قصه را به مخاطب انتقال دهید ؟
در این سریال حدود دوازده شخصیت اصلی وجود داشت که مجبور بودم به تمامی این آدم ها بپردازم و این برای من کار مشکلی بود . علاوه بر ۱۲ شخصیت اصلی ، مادر امیر ، جواهر و شخصیت های کوچک هم در فیلم شخصیت پردازی شده بودند . همچنین ، در برخی سکانس ها به صورت همزمان ده نفر در کنار هم نقش آفرینی می کردند و من باید دیالوگ های مربوط به همان شخصیت و موقعیت زمانی را به نگارش در می آوردم و تمام سعی ام را کردم که تک تک دیالوگ ها با شخصیت و موقعیت ها هماهنگ باشد .
*خانم سام ، مردم در ایام نوروز دوست دارند سریالی مفرح و شاد ببینند ، شما بدون استفاده از شخصیت های طنز مفهومی طنز خلق کنید ، چطور به این هدف دست پیدا کردید ؟
کاملاً درست است ، به غیر از یوسف تیموری ، بازیگر طنزپرداز دیگری در فیلم حضور نداشت و بازی ها غیر از آن چیزی بود که در کارهای طنز ارائه می شود و این به خاطر متن و محیطی بود که بازیگران در آن قرار داشتند . بداهه ای که معمولاً در کارهای طنز وجود دارد ، در این مجموعه دیده نشد و دیالوگ ها باید مطابق متن بیان می شد ؛ در نتیجه بازیگرهایی نظیر خانم معصومی و اسدی زمانی که وارد گروه شدند چون تا به حال چنین بازی هایی از آنها ندیده بودیم ، متوجه شدند که باید با کاراکتر و متن ، نوع دیگری برخورد کنند .
*چرا در شخصیت ها تا این حد اغراق وجود داشت ؟
این بخش مربوط می شود به مساله ی کارگردانی و بازیگری . برای مثال ، سحر ولدبیگی دوست داشت تودماغی صحبت کند که این مربوط به متن نبود و یا حتی نوع صداسازی که افسر اسدی انجام داد ، ارتباطی به متن نداشت .
*شما با این نحوه بازی موافق بودید ؟
در هرصورت کمدی و طنزی که در تلویزیون مرسوم است ، ما نداشتیم . قصه ما یک قصه شیرین و مفرح و پر از لحظات عاطفی بود ؛ مانند طنزهای روتین ۹۰ شبی نبود . یک زندگی بود با لحظات شاد و غمگین و شخصیت ها با شخصیت پردازی می خواستند به این فضا کمک کنند که در کل فکر نمی کنم به فضای کلی کار لطمه زده باشد .
*چرا در ماه عسل ، به شخصیت شیوا و زندگی قبل از طلاقش خیلی پرداخته نشده است ؟
به دلیل محدودیت زمانی و اینکه در پانزده قسمت باید قصه را به مخاطب منتقل می کردیم . از طرفی ، قصه اصلی ما مربوط به شیوا نبود و علت حضور شیوا در داستان مقایسه ای بود که من به عنوان نویسنده قصد داشتم بین این دو خواهر ایجاد کنم . مقایسه شخصیت شیوا که بدون توجه به نظر و عقیده بزرگ ترش ازدواج کرده و عاقبت خوشی برایش نداشته با خواهر کوچک ترش که کسی را می خواهد که مادر و خان بابا او را پسندیده اند ؛ اما پدر خانواده لجبازی می کند . قصد داشتم بگویم اگر قرار است ازدواجی در خانواده صورت گیرد ، یک جوان حق انتخاب دارد ، ولی باید به نظر بزرگ تر خودش هم احترام بگذارد و بزرگ تر هم باید این اجازه و حق انتخاب را به کوچک تر بدهد . علت حضور شیوا در قصه این بود و چون قصه ما در ایام عید پخش می شد ، و طلاق اتفاق شیرینی نیست ، ترجیح دادم از مقطع بعد از طلاق ، شخصیت شیوا را بررسی کنم . نکته مهم دیگر اینکه اگر دختر مطلقه ای در خانه داریم ، نباید با ایما و اشاره آزارش دهیم ، زیرا او به اندازه ی کافی مشکل دارد . از طرفی ، این آدم حق زندگی دارد و قرار نیست با یک مرد ۷۰ ساله ازدواج کند . یک زن مطلقه هم باید فرصت زندگی خوب را داشته باشد .
*از خان بابا و رابطه شیوا با او بگویید ؟ که به نظر من یک ارتباط ایده آل جوان امروزی با پدر بزرگش برقرار شده بود و خیلی به دل می نشست ؟
تمام شخصیت های قصه خطاهای انسانی داشتند و تنها کسی که در حقیقت از این خطاها به دور بود شخصیت خان بابا بود که عقل کل داستان ما بود . خان بابا ورزش های سنتی انجام می داد ، قلم زنی می کرد و نماینده ی تمامی سنت های خوب ما بود . و از رابطه شیوا با خان بابا باید بگویم این روزها ما کمتر حوصله پدر بزرگ و مادر بزرگ هایمان را داریم . تقصیر ما نیست ، آنها هم به نحوی خود را از ما کنار می کشند و سعی نمی کنند با نسل جوان تر ارتباط برقرار کنند . در حالی که خان بابا آنقدر خوب با جوان ها ارتباط برقرار می کرد که جوان ها به راحتی مشکلات شان را با او در میان می گذاشتند . شیوا در کنار خان بابا احساس آرامش می کند و چون همسر خان بابا فوت کرده ، سعی می کند تنهایی خان بابا را پر کند و آقای پورصمیمی آنقدر خوب بودند که به من اجازه دادند این ارتباط را با ایشان داشته باشم و خود من هم بسیار لذت بردم .
*چطور شد که خود شما نقش شیوا را بازی کردید ؟
شاهد احمدلو پیشنهاد کردند که نقش شیوا را بازی کنم و من هم این نقش را واقعاً دوست داشتم .
*موقع نگارش قصه به این قضیه فکر کرده بودید که ممکن است نقش شیوا را بازی کنید ؟
خیر ، من هیچ وقت به این مساله فکر نمی کنم ، چون من تصمیم گیرنده نیستم ؛ ولی در حین نوشتن واقعاً شخصیت شیوا را دوست داشتم و زمانی که کارگردان به من پیشنهاد بازی این نقش را داد ، بسیار خوشحال شدم .
*نوشتن قصه چقدر طول کشید ؟
از شهریور شروع به نوشتن کردم و اواسط آبان تمام شد .
*در کل از بازی در سریال ماه عسل راضی هستید ؟
بله ، من نقشم را خیلی دوست داشتم . هم بازی من آقای پورصمیمی بودند که به من کمک زیادی کردند و چه کسی می تواند در کنار چنین بازیگرهای بزرگی قرار بگیرد و راضی نباشد .
*انتخاب بازیگر به عهده چه کسی بود ؟
آقای احمدلو و مجید اوجی
*بازی کدامیک از بازیگران ماه عسل بیشتر به دلتان نشست ؟
همه بازیگرها خوب کار کرده و زحمت کشیده بودند . نمی توانم تمایزی بین آنها قائل شوم .
*چرا شخصیت های منفی فیلم سیاه نبودند و این شخصیت ها خاکستری بودند ؟ در این مورد توضیح دهید .
من در هیچ یک از کارهایم شخصیت منفی ندارم شخصیت « نسیم » جزء استثناها بود من معتقدم که آدم هایی مانند نسیم بالفطره بد نیستند . آنها تنها در برابر مقداری پول وسوسه شده بودند . او آدم تبهکاری نبود و حتی مخصوصاً جمله ای را برایش گذاشته بودم که می گفت : « وقتی این پول را بگیرم ، اولین کاری که می کنم برای بابام یک ماشین می خرم » از طرفی معتقدم که در جامعه ما آدم های خوب خیلی بیشتر از آدم های بد وجود دارند ؛ پس قرار نیست در فیلم هایمان از آدم های ذاتاً بد استفاده کنیم .
*سخت ترین سکانسی که بازی کردید ؟
بازی در هیچ سکانسی برای من سخت نبود ؛ زیرا شخصیت شیوا را کاملاً می شناختم . وقتی سر صحنه می رفتم ، احساس می کردم که شیوا باید این دیالوگ را بگوید . البته بعضی سکانس ها از نظر کارگردانی دشوار بود ؛ مانند دعوای امیر با پدر شیرین که سکانس شلوغی بود و کار را برای بازیگر و کارگردان سخت می کرد و حدود دو روز طول کشید تا این سکانس گرفته شود .
*تصویربرداری ماه عسل چه مدت طول کشید ؟
از دهم دی کار تصویربرداری آغاز شد و تا ۲۵ اسفند ادامه پیدا کرد .
*با اینکه مدت کمی در کنار هم بودید ، ولی صمیمیت ها خیلی بیشتر بود . چرا ؟
در کل ، عوامل و گروه پشت دوربین بسیار صمیمی بودند و این صمیمت روی فیلم هم تاثیر مثبتی گذاشت ، مثلاً خیلی از شب هایی که در هتل بودیم خانم معصومی و اسدی به اتاق ما می آمدند و با هم گپ و گفت صمیمانه ای داشتیم .
*استقبال مردم را از ماه عسل چطور دیدید ؟ و فکر می کنید در رقابت با دیگر مجموعه های نوروزی نتیجه ای گرفتید ؟
در برخوردهایی که با مخاطبان داشتم ، کاملاً مشخص بود که از کار خوششان آمده و دوست داشتند ماه عسل را در محیطی آرام ببینند تا هیچ صحنه ای را از دست ندهند .
در خصوص مسائل رقابتی که در کارهای مناسبتی پیش می آید چندان موافق نیستم و تنها دوست دارم زمانی که مخاطبان فیلم را می بینند از آن لذت ببرند و تصویرها و برداشت های خوبی از لابلای متن و دیالوگ ها در ذهن آنها نقش ببندد .
*ساخت سریال های مناسبتی چه تفاوتی با دیگر سریال ها دارد ؟
معمولاً در کارهای مناسبتی با سه قسمت اول متن ، کار را شروع می کنند و نه بازیگرها می دانند که آخر قصه چه اتفاقی قرار است برای آنها بیفتد و نه مسئولان بخش تولید می دانند چه لوکیشن هایی مورد نیاز است . ولی در سریال ماه عسل متن کامل بود و با برنامه ریزی دقیق تصویربرداری شروع شد که همین امر بخش زیادی از فشار کاری را کم کرد ؛ هر چند که سریال های مناسبتی در تاریخ معینی باید آماده نمایش شوند و حتی بعضی روزها تا هجده ساعت کار می کردیم .
*خانم سام بازیگری را بیشتر دوست دارید یا نویسندگی ؟
بازیگری را بیشتر دوست دارم . نویسندگی کار بسیار سخت و پر مسئولیتی است . زمانی که نتیجه یک کار با موفقیت همراه باشد ، بازیگر و کارگردان خود را عامل اصلی موفقیت می دانند ، ولی زمانی که نتیجه کار ضعیف باشد ، می گویند متن ضعیف بوده به همین دلیل نویسندگی کار پرمسئولیتی است . بازیگری را بیشتر دوست دارم ، چون در آن پویایی وجود دارد و بسیار جذاب است .
*زمانی که نقشی به شما پیشنهاد می شود ، ملاک شما برای قبول آن نقش ، کارگردان است یا فیلمنامه ؟
بیشتر فیلمنامه . البته ممکن است فیلمنامه ای خوب باشد ، اگر من با نقشی که برایم در نظر گرفته شده سازگاری نداشته باشم و همین مساله باعث ایجاد فاصله بین من بیننده شود ؛ در حالی که دوست دارم به گونه ای بازی کنم که بیننده مرا مانند نقش شیوا بپسندد .
*به نظر شما فیزیک و یک چهره بازیگر چقدر در موفقیت کارش موثر است ؟
در سینمای ایران فیزیک حرف اول را می زند . خیلی از بازیگرهای مطرح سینمای ما هستند که فیزیک خوبی دارند ، ولی ما می بینیم که بازی های آنچنانی ندارند و نمی توانند از عهده ی ایفای نقش خود به خوبی برآیند . اما در دنیا این طور نیست . ما چهره های زیادی را در هالیوود می بینیم که شاید اصلاً زیبا نباشند ، مانند جولیا رابرتز که چهره چندان زیبایی ندارد ، ولی طوری بازی می کند که به دل مخاطب می نشیند ، اما متاسفانه در سینمای ما فیزیک حرف اول را می زند .
*تاثیر بازیگر را در موفقیت یک کار چقدر می دانید ؟
من به کار گروهی اعتقاد دارم . گاهی اوقات پیش می آید که بازیگر به درستی نقش آفرینی کرده ، ولی دکوپاژ به گونه ای بوده است که بازی او دیده نشده و یا بالعکس . فیلم تنها با یک کار گروهی خوب به دل مخاطب می نشیند و نباید تنها کارگردان و بازیگر را موثر دانست .
*از ارتباط تان با دیگر هنرها بگویید ؟
موسیقی را خیلی دوست دارم و به ساز سه تار مسلط هستم . مدتی هم خطاطی کار می کردم و در زمینه ی کارهای نمایشی گریم کرده ام . نقاشی را هم خیلی دوست دارم ، اما استعداد چندانی در این زمینه ندارم .
*از کار در کنار آقای اوجی به عنوان تهیه کننده بگویید ؟
همکاری خیلی خوبی بود . ما هر دو موقعیت همدیگر را درک می کردیم . ما عید امسال و سال گذشته مشغول کار بودیم و نوروز را در خانه سپری کردیم اما هیچ گله و شکایتی هم نداشتیم . به عقیده ی من اگر درک متقابل وجود داشته باشد ، در زندگی کمتر مشکلی پیش می آید .
*بسیاری از مردم وقتی متوجه سن شما می شدند ، باورشان نمی شد و بر این نظر بودند که شما باید هم سن و سال شیوای ماه عسل باشید ، راز جوان ماندن فلورا سام چیست ؟
بخشی از این مساله بر می گردد به استیل آدم ها . بعضی چهره ها به گونه ای است که همیشه شاداب و یا به قولی بیبی فیس است . از طرف دیگر ، من هر روز ورزش می کنم و مواظب هستم وزنم متعادل باشد . همیشه به پوستم رسیدگی می کنم و شاید دلیل دیگرش این باشد که من هرگز به سنم فکر نمی کنم . البته اگر از آقای اوجی بپرسید می گوید همسر خوبی دارد .
*البته این نظر به جا و درستی است ، داشتن همسر خوب باعث جوانی و شادابی افراد می شود نظر خودتان در این خصوص چیست ؟
بنده نیز کاملاً موافقم ، آقای اوجی هم درک بالایی دارند و همسر همراه و مهربانی برای من بوده و هستند .
*رابطه شما با فرزندتان چگونه است ؟
فاصله ی سنی من و فریال کم است ؛ چون خیلی زود ازدواج کردم و مادر شدم . باید این فاصله نسل ها را درک کرد . من همیشه سعی می کنم ارتباط صمیمانه ام را با دخترم حفظ کنم .
*تاثیرگذارترین کتابی که تا به حال خواندید ؟
شازده کوچولو ، هرازگاهی این کتاب را مرور می کنم .
*گفتگویم با فلورا سام گرم شده بود و آقای اوجی هم مشغول کارهای شرکت بود که از او درخواست کردم در ادامه گفتگو ما را همراهی کند او هم پذیرفت .
*آقای اوجی ، از همکاری با شاهد احمدلو در مجموعه ی ماه عسل بگویید ؟
کار ، پر از شیرینی بود و در مجموع کار با جمع از بازیگران در قشرهای مختلف تجربه خوبی بود . آقای احمدلو جوان بسیار خوبی است که جای پیشرفت دارد .
متن ماه عسل هم فکر می کنم یکی از متن های خوب خانم سام و در کل ، متن قابل اعتنایی بود و لحظه های عاطفی و شیرین خوبی در آن وجود داشت . ویژگی که این کار برای من داشت ، این بود که با متنی سر و کار داشتیم که اوقات خوشی را برای تماشاگر فراهم می کرد و تنها سرگرم کننده نبود ، بلکه نکته های مفیدی را هم به بیننده منتقل می کرد .
*کدام یک از سکانس های ماه عسل بیشتر به دلتان نشست ؟
اوجی : اپیزود یازدهم که صحنه هایی از نماز خواندن را نشان می داد و به نظر خودم بهترین سکانسی بود که در تمام عمرم ساختم . هر چند به نظر می آید که حق مطلب درباره ی این سکانس ادا نشده و می توانست خیلی بهتر از این باشد . هر وقت این سکانس را می دیدم ، گریه می کردم و فکر می کنم بهترین سکانسی بود که خانم سام نوشت .
*ساخت مجموعه ماه عسل چقدر هزینه داشت ؟
اوجی : گفتن مبلغ خیلی لزومی ندارد ، اما تصور می کنم از دیگر سریال های نوروزی کمتر بود .
*به نظر شما پایان بندی ماه عسل کمی دور از واقعیت و رویایی نبود ؟
اوجی : ما در ماه عسل می خواستیم جامعه آرمانی را به تصویر بکشیم که دلمان می خواست اینگونه باشد و به عقیده ی من اصلاً پایان بندی ماه عسل رویایی نبود . بارها شاهد بوده ایم در دیگر فیلم ها با نشان دادن یک عروسی مفصل قصه به پایان می رسد ؛ در حالی که ما عروسی جوانانی را که مشکل مالی داشتند به تصویر کشیدیم و می خواستیم این پیام را به مخاطب منتقل کنیم که یک عروسی می تواند به سادگی تمام برگزار شود .
سام : کار عیدانه بود و باید پایان بندی شادی برایش در نظر می گرفتم اگر احساس می کردم نرسیدن یکی از زوج  ها به همدیگر به روند داستان کمک می کند حتماً یکی از ازدواج ها را حذف می کردم و از طرفی مفهوم اصلی ماه عسل ازدواج بود و تک تک ازدواج هایی که در فیلم می بینم پیامی را به مخاطب می رساند . حتی اگر قصه و زمان اجازه می داد برای خان بابا  هم ازدواجی در نظر می گرفتیم .
*چطور با خانم سام آشنا شدید ؟
اوجی : زمانی که دانشجو بودم دوره ی کوتاهی به شیراز رفتم و در آنجا دوستی به نام مجید افشاریان که استاد من در زمینه ی تئاتر بود و یک کلاس آموزشی در تلویزیون شیراز داشتند و از من خواستند که با ایشان همکاری کنم . در همین کلاس ها بود که با خانم سام آشنا شدم و آنجا بود که ایشان مرا فریب دادند ! (با خنده )
سام : البته من آن زمان دبیرستان می رفتم .
اوجی : درسته ، فکر می کنم سه یا چهار سال بعد ازدواج کردیم و ازدواج من با فلورا سام بهترین اتفاق زندگی ام بود .
*شما و همسرتان هر دو با هنر سر و کار دارید آیا این مساله خللی در زندگی خصوصی تان ایجاد نکرده است ؟
اوجی : خیر ، ما و همین طور دخترمان مقوله ی هنر را دوست داریم .
حرفه ما سختی های زیادی دارد که خیلی از خانواده ها نمی دانند ؛ اما همکاری ما با یکدیگر از خیلی جهات به زندگی ما کمک کرده ، چون درک متقابل از یکدیگر داریم .
*اگر فریال بخواهد بازیگر شود ، مخالف بازیگر شدن فرزندتان نیستید ؟
اوجی : بستگی به علاقه و تمایل خودش دارد . من هرگز مانع این کار نمی شوم .
سام : مدتی است که فریال خیلی دوست دارد در کلاس های بازیگری شرکت کند و به این حرفه علاقه مند شده ، ولی حتی زمانی که می خواست به دانشگاه برود ، بین رشته نمایش و عکاسی تردید داشت و من به او گفتم فکر می کنم رشته عکاسی با روحیاتش بیشتر سازگار باشد .
*خانم سام در خانه کدبانوی خوبی هستند ؟
اوجی : بله ، اصولاً هر کار که به عهده ی خانم سام بگذارید به نحو احسن انجام می دهند و با تعهد کاری که به او سپرده شده است را به سرانجام می رسانند . خوب می نویسد ، خوب بازی می کند و خوب هم غذا درست می کند .
ما هر روز ۶ صبح همراه با خانم سام و دخترم به محل فیلمبرداری می رفتیم و تا ۱۱ شب کار می کردیم و وقتی به خانه می رسیدیم ، فلورا با دو موجود گرسنه طرف بود . اما همیشه غذایمان را آماده می کرد ، صبح هم وقتی می خواستیم سر کار برویم ، لباس های مان اتو شده و تمیز آماده بود .
متاسفانه بسیاری از مردها زحمات همسر خود را نادیده می گیرند ، در حالی که ما برای همدیگر ارزش قائلیم و زحمات طرف مقابل را می بینیم و می فهمیم . همین باعث شده است از زندگی در کنار یکدیگر راضی و خوشحال باشیم .
*خانم سام شما کمی از آقای اوجی بگویید .
یک ارتباط دو طرفه و پایدار بین ما وجود دارد . به نظر من بخش عمده ای از مشکلاتی که خانم های ما در جامعه دارند ، به آقایان بر می گردد و به دلیل فرهنگ برخی از آقایان محدودیت هایی برای ما خانم ها ایجاد شده . برای مثال ، ورود خانم ها به ورزشگاه ممنوع است ، به این دلیل که آقایان بلد نیستند در ورزشگاه ها درست رفتار کنند . خوشبختانه همسری نصیب من شده است که از این مسائل غیر فرهنگی به دور است و درک بالایی دارد و این بسیار اهمیت دارد . ما حتی اگر با همدیگر همکار هم نبودیم ، این ارتباط صمیمانه پا بر جا بود .
*چقدر سینما می روید و بهترین فیلمی که در سال گذشته دیدید ، کدام فیلم بود ؟
سام : متاسفانه سال گذشته فرصت پیدا نکردم به سینما بروم . علاقه چندانی هم به دیدن فیلم های ایرانی ندارم و معمولاً با آقای اوجی فیلم ها را در خانه می بینم .
اوجی : ما اگر جوراب هم بخواهیم بخریم با همدیگر می رویم ؛ در نتیجه سینما هم اگر بخواهیم برویم با هم می رویم . به همین دلیل پیش نیامده که به تنهایی سینما رفته باشم . از طرفی ، چون فرصت کافی برای دیدن فیلم نداریم ، در خانه با یکدیگر فیلم های خوب را می بینیم .

منبع مصاحبه : دنیای زنان و سایت راسخون

گرد آوری: www.shamdooni.com

ارسال شده در تاریخ: ۱۴ تیر ۱۳۹۰

مطالب مرتبط:

بدون نظر بیوگرافی و مصاحبه با مریم امیرجلالی


2 + 9 =



صفحه 1 از 11

جاوا اسكریپت