بیوگرافی امیر جعفری

امیر جعفری متولد سال ۱۳۵۳ در تهران است ، همسر وی ریما رامین فر است و آنها یک پسر دارند ، وی کارشناسی مدیریت از دانشگاه آزاد اسلامی دارد و دوره دو ساله بازیگری در کلاس‌های آزاد را زیر نظر حمید سمندریان آموخت ، در سال۱۳۷۱بازی او در مجموعه بدون شرح (مهدی مظلومی، ١٣٨٠)‌ اولین حضور او در تلویزیون بود. زوج او و فتحعلی اویسی در دو مجموعه بدون شرح و کمربندها را ببندیم (مهدی مظلومی، ١٣٨٣) با استقبال فراوان مخاطبین مواجه شد. او تا به حال پنج بار برای بازی در نمایشهای زیر از جشنواره تئاتر فجر برنده جایزه شده است:

جایزه اول: رژیستورها نمی میرند – یک دقیقه سکوت

جایزه دوم: پاییز – همان همیشگی

جایزه سوم: رقص کاغذپاره ها

تقدیر: شب های آوینیون

بازی در سینما را در سال ۱۳۸۰ و با بازی در فیلم نان و عشق و موتور ۱۰۰۰ آغاز کرد و با بازی در فیلم قارچ سمی ادامه داد.

 

مجموعه های تلویزیونی

 - بدون شرح (مهدی مظلومی)

- من یک مستاجرم (پریسا بخت آور)

- کمربندها را ببندیم (مهدی مظلومی)

- برای آخرین بار (اکبر منصورفلاح)

- چهاردیواری (سیروس مقدم)

- میوه ممنوعه (حسن فتحی)

- زیر هشت (سیروس مقدم)

- توطئه فامیلی (رامبد جوان)

-شیدایی

 فیلم شناسی

۱۳۸۹ آخرین روز ماه (منوچهر هادی)-فیلم ویدیویی

۱۳۸۹ آلزایمر (احمدرضا معتمدی)

۱۳۸۸ میش (مجید صالحی)-فیلم ویدیویی

۱۳۸۸ نفوذی (احمد کاوری-مهدی فیوضی)

۱۳۸۸ کیفر (حسن فتحی)

۱۳۸۸ لج و لجبازی (سید مهدی برقعی)

۱۳۸۷ پستچی ۳ بار در نمی زند (حسن فتحی)

۱۳۸۷ کلانتری غیر انتفاعی (یدالله صمدی)

۱۳۸۶ بی پولی (حمید نعمت الله)

۱۳۸۶ هندوانه شب یلدا (سعید آقاخانی)-فیلم ویدیویی

۱۳۸۳  تردست ( محمدعلی سجادی ) 

۱۳۸۲  مکس ( سامان مقدم ) 

۱۳۸۱  جنایت ( محمدعلی سجادی ) 

۱۳۸۰  قارچ سمی ( رسول ملاقلی‌پور ) 

۱۳۸۰  نان، عشق، موتور هزار (ابوالحسن داوودی)

 

دستیار کارگردان

۱۳۸۰ زیستن (رضا سبحانی)-دستیار دوم کارگردان و منشی صحنه

۱۳۷۵ راز مینا (عباس رافعی)

بیوگرافی ریما رامین فر

ریما رامین فر متولد ۱۳۴۹ در تهران است ، وی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته کارگردانی تئاتر می باشد. از سال ۷۱ در رشته تئاتر وارد دانشگاه شد. اولین کار حرفه اى اش نمایش شب به خیر مادر نوشته مارشا نورمن و به کارگردانى حامد محمد طاهر بود که در سال ۷۵ در تئاتر شهر به روى صحنه آمد. و از همان سال به بعد به صورت پیاپى یا در تئاتر بازى کرد یا کارگردانى کرد یا نمایشنامه نویسى. از جمله کارهایش از زمستان ،۶۶ رقص کاغذ پاره ها، پس تا فردا، دل سگ، یک دقیقه سکوت، همان همیشگى و زمزمه مردگان را مى توان نام برد.مقطع کارشناسى نمایش و کارشناسى ارشد کارگردانى خواند. از ابتداى جوانى دوست داشت در یک رشته هنرى مثل تئاتر یا تلویزیون یا دانشکده صدا و سیما فعالیت کند.سال ۶۷ دیپلم گرفت و در همان سال در رشته گرافیک قبول شد و بعد از یک سال تصمیم گرفت که به اروپا برود و آنجا ادامه تحصیل بدهد. سه الى چهار سال در آلمان بود حتى وارد دانشگاه شد ولى بعد به دلایلى برگشت.وقتى برگشت زیاد وقت نداشت. مهلت ثبت نام در آزمون دولتى گذشته بود فقط ده روز داشت به امتحان دانشگاه آزاد که وقتى در آلمان بود خانواده اش برایش ثبت نام کرده بودند. در رشته نمایش قبول شد. همزمان با ورود به دانشگاه درگیر کار تئاتر شد. این انگیزه دراو به وجود آمد که نمایشنامه بنویسد.اولین نمایشنامه که نوشت نمایشنامه «پس تا فردا» بود که این نمایش در جشنواره تئاتر فجر اجرا شد و جایزه سوم نمایشنامه نویسى را گرفت البته در این نمایشنامه خودش هم بازی میکرد .در سال ۸۰  در یک دقیقه سکوت بازی کرد  و جایزه دوم بازیگری جشنواره تئاتر فجر  را گرفت و در نمایش زمزمه مردگان هم جایزه اول بازیگری جشنواره تئاتر فجر را کسب کرد . وی در سریال بدون شرح نویسنده بود و در سریال من یک مستاجرم به بازیگری پرداخت. همچنین در قسمتهایی از مجموعه کمربندها را ببندیم هم بازی کرد .

 فیلم شناسی

رفیق بد (عباس احمدی، ۱۳۸۶)

نان و عشق و موتور ۱۰۰۰ (ابولحسین داوودی، ۱۳۸۰)

 

تئاتر

رومولوس کبیر (نادر برهان مرند، ۱۳۸۸)

غریبه ای در خانه (دل آرا نوشین، ۱۳۸۸)

کابوس های پیرود بازنشسته خائن ترسو (نادر برهان مرند، ۱۳۸۷)

شب بخیر مادر (محمد یعقوبی، ۱۳۷۶)

مرگ دستفروش (نادر برهانی مرند، ۱۳۸۵)

زمزمه مردگان (سیامک احصائی، ۱۳۸۱)

می رم روزنامه بخرم (رحیم نوروزی، ۱۳۸۱)

همان همیشگی (ریما رامین فر، ۱۳۸۰)

دل سگ ( محمد یعقوبی، ۱۳۷۹)

یک دقیقه  سکوت (محمد یعقوبی، ۱۳۷۹)

پس تا فردا (محمد یعقوبی، ۱۳۷۹)

رقص کاغذ پاره ها ( محمد یعقوبی، ۱۳۷۸)

زمستان ۶۶ (محمد یعقوبی، ۱۳۷۷) 

مجموعه های تلویزیونی

من یک مستاجرم (پریسا بخت آور، ۱۳۸۲)

قسمتهایی از سریال کمربندها را ببندیم

 

جوایز

بهترین بازیگر جشن خانه تئاتر در نمایش رومولوکس کبیر، ۱۳۸۹

جایزه اول جشنواره تئاتر بانو برای نمایش غریبه ای در خانه، ۱۳۸۹

جایزه اول بازیگری جشنواره تئاتر فجر در نمایش زمزمه مردگان، ۱۳۸۱

جایزه دوم بازیگری جشنواره تئاتر در نمایش یک دقیقه سکوت، ۱۳۷۹

جایزه سوم نمایشنامه نویسی جشنواره تئاتر فجر برای نمایش پس تا فردا، ۱۳۷۸

جایزه دوم بازیگری در جشنواره دفاع مقدس برای نمایش زمستان ۶۶، ۱۳۷۷

مصاحبه با امیر جعفری و ریما رامین فر در ادامه مطلب

امیر جعفری قبل از اینکه سینما و تلویزیون را تجربه کند چهره شناخته شده ای در عرصه نمایش بود. به بهانه سریال زیر هشت و در نشست نقد و بررسی این فیلم که با حضور عوامل آن برگزار شد با او درباره تفاوت کارهای طنز و جدی در سینما و تلویزیون حرف زدیم.
حضور در عرصه نمایش قبل از تجربه بازی در سینما و تلویزیون برای امیر جعفری اتفاق افتاد. او بازیگری را با فیلم تلخ و به یاد ماندنی “قارچ سمی” شروع کرد اما در ادامه با حضور در سریالهای طنز شبانه توانست به چهره محبوبی در عرصه طنز تبدیل شود. جعفری با وجود پشتکار و علاقه فراوان به بازیگری و حضور مستمر اما نه چندان زیاد در هر سه حوزه سینما، تلویزیون و تئاتر آن طور که شایسته است دیده نشد. او دلیل دیده نشدنش را نادیده گرفتن کارهای جدی کارنامه کاری اش می داند اما معتقد است کار طنز به مراتب دشوارتر از در آوردن شخصیتهای جدی است.
*خبرگزاری مهر – گروه فرهنگ و هنر: اتفاقی که در “زیر هشت” برای شما می افتد این است که شخصیت سرد و تلخی دارید و از ابتدا تا انتهای  این تلخی همراه شماست. برای امیر جعفری که همیشه رگه هایی از بذله گویی در او بوده است، این اندازه تلخی سنگین نیست؟
- امیر جعفری: من این بخش ماجرا که شما به آن اشاره کردید و با منتقدینی که روی این مساله زوم می کنند مشکل دارم. به نظرم وقتی قرار است در مورد یک بازیگر بنویسیم باید همه کارنامه کاری او را ارزیابی کنیم. بیشترین جوایزی که در تئاتر گرفتم اتفاقا برای نقش‌های جدی‌ام است. من سینما را با “قارچ سمی” رسول ملاقلی پور شروع کردم. بعد از آن هم اگر نگاهی به کارنامه کاری کنید می بینید که بیشترین نقش هایی که در آن بازی کردم نقش های جدی است.از “پستچی سه بار در نمی زند” و “کیفر” گرفته تا “نفوذی” احمد کاوری. همه کارهایم مربوط به نقش های جدی است. در میوه ممنوعه حسن فتحی هم علی رغم طنز پنهانی که در کلامم بود اما باز نمی توانیم بگوییم کار نقش طنز داشتم.
*اصلا مگر به کارهای طنز ایرادی وارد است؟
- نه، اما چون طنزدر مملکت ما حقیر است همیشه این اتفاق می افتد که کسی این‌گونه  کارها را جدی نمی گیرد.
در آوردن نقش جدی خیلی راحت تر از کار طنز است. کاری که من در “چاردیواری” کردم به مراتب سخت تر از “زیر هشت” بود
*سختی کار طنز به مراتب بیشتر از کارهای جدی است و اگر فکر می کنید طنز در سینمای ایران تحقیر می شود باید کسانی که کار طنز کرده اند جلوی این ماجرا را بگیرند.
- در مورد سختی کار باید بگویم در آوردن نقش جدی خیلی راحت تر از کار طنز است. کاری که من در “چاردیواری” کردم به مراتب سخت تر از “زیر هشت” بود. اساسا خندان مردم ایران کار سختی است. در بیشتر نقاط این کشور امثال عطا و شخصیت هایی که در سریال زیر هشت بازی می کنند، دیده می شوند. همه ما در زندگیمان با این آدم ها برخورد داشتیم و شخصیت هایشان برایم ملموس تر است و همذات پنداری بیشتری با این شخصیت ها می توانیم داشته باشیم اما در مورد طنز این اتفاق نمی افتد و همه هم می دانند کار طنز دشواراست.
*عطا خان عمو همان شخصیتی است که سعید نعمت الله نوشته یا امیر جعفری هم چیزی از خودش به شخصیت اضافه کرده است؟
- متنی مثل متن آقای نعمت الله جوری نوشته شده که بازیگر جسارت نمی کند چیزی را به آن اضافه کند.اگر هم بازیگری پیدا شود و بخواهد چیزی به آن اضافه کند کار را خراب می کند. متن ها نعمت الله مثل خانه ای می ماند که همه وسایلش سر جایش است و قرار نیست ما جا به جایی در آن انجام بدهیم. قرار نیست تغییری در شاکله آن به وجود بیاوریم چون ساختمان کار به هم می‌خورد.
*انتخاب سینما، تئاتر و تلویزیون برای شما مهم است یا کارگردان خوب؟ ظاهرا قائل به تفکیک این سه حوزه از هم نیستید.
- ما کارگردان خوب در سینما زیاد داریم اما متاسفانه فقط اسمشان خوب است. کارهایشان خیلی چنگی به دل نمی زند. در همین تلویزیون هم خیلی ها آمدند که فیلم خوب بسازند و اسم و رسمی پیدا کنند، اما نتوانستند.
من هم خیلی دوست داشتم در “درباره الی” بازی کنم. خیلی دوست داشتم در  “چهارشنبه سوری” ،”سنتوری” یا “اجاره نشین ها” هم کار کنم
*پس به خاطر همین در فاصله کوتاهی دو سریال با سیروس مقدم کار کردید؟
- صحبت از “چاردیوای”  مربوط به سال گذشته بود. مدت ها بود می خواستم کار مناسبی برای تلویزیون انجام بدهم و بعد از “میوه ممنوعه” دنبال متن خوب بودم.زمانی که “چاردیواری” پیشنهاد شد، دیدم همه چیز اعم از متن و بازیگر و کارگردان برای اجرای یک نقش خوب در این کار مهیاست و به خاطر همین هم پذیرفتم. متن “زیر هشت” هم شهریور ماه همان سالی که چاردیواری را کار می کردیم شکل گرفت. صحبتش با آقای نعمت الله شد و من هم اتفاقا دنبال چنین نقشی بودم . از قدیم گفته اند کور از خدا چه می خواهد، دو چشم بینا.
*فکر می کنید اوضاع سینما در حال حاضر مطلوب نیست؟
- من اعتقادم این بوده همیشه کار خوب کنم. ممکن است کار بد هم در کارنامه کاری‌ام باشد اما نوع رسانه خیلی برایم مهم نبوده است.  خیلی از دوستانمان مدام  سینما سینما می‌کنند  ، می خواهم بدانم از کدام سینما حرف می زنند؟ بیشتر فیلمنامه‌ها در خانه من است. اگرمنظور دوستان از سینما همینی است که داریم می بینیم بیشتر ترجیح می دهم کارهای تلویزیون و تئاتر انجام دهم. کاری که دلی است.
*یعنی نمی خواهید سراغ سینما بروید؟
- نه. اگر کار خوب پیشنهاد بشود و بتوانم  با نقش ارتباط برقرار کنم قطعا سینما هم کار می کنم اما سعی می کنم در سینما بیشتر سراغ کارهایی که ماندگار باشند بروم  تا بعدها شرمنده بچه‌ام نشوم.
*کارهای طنزی که برای سینما انجام دادید در کدام دسته بندی قرار می گیرد؟
- برمی گردم به همان صحبتی که قبل تر شد و آن هم این است که اجر و قرب طنز پایین است و کسی اعتباری برای آن قائل نمی‌شود. از طرفی  کارها طنز  معمولا در ذهن‌ها می‌ماند . بله من یک وقت هایی مجبور می شوم سریالی مثل “بایرام” را کار کنم که برایم فاجعه بود اما مجبور بودم. مجبور بودم فیلم سینمایی “تردست” را کار کنم. فیلمی که هنوزهم بعد از هفت سال دستمزدم را برای بازی در آن نگرفتم و این واقعا تاسف بار است. تو کاری کنی که دوست نداری و بعد هم دستمزدی برای آن نگیری.
*در مورد “لج و لجبازی” هم این اتفاق افتاد؟
- “لج و لجبازی” فیلم بدی نبود اما سینمای مورد علاقه من نیست. اما یک جایی من مجبور می شوم بین بد و بدتر این را انتخاب کنم.
*از کسی که فیلمی مثل “کیفر” را در کارنامه کاری خود دارد پذیرفتن این دلیل کمی غیرقابل توجیه است.
- من خیلی دوست داشتم در “درباره الی” بازی کنم. خیلی دوست داشتم در فیلم “چهارشنبه سوری” بازی کنم. خیلی دلم می خواست در فیلم “سنتوری” باشم یا “اجاره نشین ها” را کار کنم اما نشد. بخشی دست من است که فیلمنامه های بد را رد کنم اما اینکه کارهای خوب به من پیشنهاد شود دست من نیست. هه این‌ها به شرایط حاکم بر کشور ما برمیگردد. دستگاه های اجرایی و مسئولان هیچ حمایتی نمی کنند. همه مسئولان حرف و درد دل همه اقشار جامعه را می شنوند اما زمانیکه نوبت به هنرمندان می‌رسد گوش شنوایی وجود ندارد. هنر در مملکت ما زنده نیست.
در سینمای ما فقط در مورد چند بازیگر حرف زده می‌شود. ما چهار منتقد که بنشینند و بازی‌های بازیگران را بینند و در موردش حرف بزنند، نداریم
*دیده نشدن شما در این سال ها در سینما فقط و فقط به اوضاع سینمای ایران بر می گردد؟
- تا زمانی که سینمای ما سینمای مانکن و چشم رنگی و موهای افشون است اوضاع بازیگری همین است. قرار است من در مورد خودم حرف  بزنم. پس همین جا به شما می گویم که اگر آسمان و زمین را به هم ببافم و هر کاری که فکرش را برای دیده شدن انجام بدهم، با این شرایط  درهمین سطح می مانم و دیده نمی‌شوم . در سینمای ما فقط در مورد چند بازیگر حرف زده می شود. ما چهارمنتقد که بنشینند و بازی های بازیگران را بینند و در موردش حرف بزنند، نداریم.اصلا منتقدی نداریم که واقعا بازی بازیگران را تحلیل کنند. چنین کسانی احتمالا یا وجود ندارند یا نمی خواهند به معنای واقعی در مورد سینما صحبت کنند. نمیدانم اسم این کار را چه می شود گذاشت. در یک مصاحبه ای در مورد محسن تنابنده گفتم که سال ها این آدم کار کرده و خوب هم ظاهر شده است. اما یک دفعه بعد از این همه سابقه کاری “هفت دقیقه تا پاییز”ش دیده می شود. ممکن است کارهای بهتر از این هم کرده باشد. من نمی دانم چه سیاستی پشت این قضیه است.
*سیاستی است که بعضی از بازیگران دیده نشوند؟
- شاید. شاید هم به خاطر این است که من خیلی در حاشیه نیستم. نه وقتم را برای مهمانی‌های آنچنانی می گذارم و نه در جشن های مختلفی که بازیگران دیگر شرکت می کنند حاضر می شوم. فرش قرمزهایی که پهن می‌شوند برای من چندان اهمیتی ندارد. شاید حرفی که می خواهم الان بزنم بیشتر کلیشه باشد اما بیشتر از هر چیز برایم مهم این است که شما به عنوان یک مخاطب نه به عنوان خبرنگار، کار من را می بینید و می گویید خوب است. برای من این خیلی ارزشمند است که آقای مقدم بعد از “چاردیواری” نقش عطا خان عمو را در “زیر هشت” به من می‌دهد. برایم این ارزشمند است که حسن فتحی بعد از”نسخه خطی”، نقشی در “میوه ممنوعه” به من می دهد. این‌ها آدم هایی اند که برای بازی بازیگرها ارزش قائلند نه چیز دیگری.
منبع مصاحبه : سایت پی سی پارسی
گرد آوری: www.shamdooni.com

ارسال شده در تاریخ: ۲۶ بهمن ۱۳۸۹

مطالب مرتبط:

بدون نظر بوسه امیر جعفری بر دستان همسرش ریما رامین فر


6 + = 9



صفحه 1 از 11

جاوا اسكریپت