بیوگرافی جمشید آهنگرانی

جمشید آهنگرانی متولد ۱۳۳۸ قزوین، دارای مدرک کارشناسی ارشد شهرسازی از دانشگاه تهران و کارشناسی معماری و شهرسازی از دانشگاه علم و صنعت است. وی فعالیت هنری را سال ۱۳۵۴ با ساخت فیلم های ۸ م.م در سینمای آزاد اراک آغاز کرد. دستیاری طراح صحنه فیلم «سرب» به کارگردانی مسعود کیمیایی نخستین تجربه سینمایی اوست. آهنگرانی همسر منیژه حکمت (کارگردان و برنامه ریز) و پدر پگاه آهنگرانی (بازیگر) می باشد ،از جمله فعالیتهای هنری اش عبارتند از :کارگردانی شبیخون (۱۳۷۶) ، جوانمرد (۱۳۷۵) و طراح صحنه و لباس فیلمهای زندان زنان (۱۳۷۹) ،خفاش (۱۳۷۶) ،شبیخون (۱۳۷۶) ،گروگان (۱۳۷۴) و طراح صحنه ی فیلمهای  جوانمرد (۱۳۷۵) ،خواهران غریب (۱۳۷۴) ،آخرین بندر (۱۳۷۳) ،بهشت پنهان (۱۳۷۳) ،دندان مار (۱۳۶۸) ،گراند سینما (۱۳۶۷) و طراح لباس فیلم خواهران غریب (۱۳۷۴) و دستیار صحنه فیلم سرب (۱۳۶۷) وگرافیست فیلم دلاوران کوچه دلگشا (۱۳۷۱)


بیوگرافی منیژه حکمت

منیژه حکمت متولد ۱۳۴۱ اراک است. وی فعالیت سینمایی را سال ۱۳۷۲ به عنوان دستیاری کارگردان فیلم «دلاوران کوچه دلگشا» به کارگردانی حسن هدایت آغاز کرد ،وی کارگردانی ۳ فیلم لالایی (۱۳۸۷) ،سه زن (۱۳۸۵) ،زندان زنان (۱۳۷۹) و برنامه ریزی فیلمهای دختری با کفشهای کتانی (۱۳۷۷) ،جوانمرد (۱۳۷۵) ،پاکباخته (۱۳۷۴) ،شاخ گاو (۱۳۷۴) ،گروگان (۱۳۷۴) ،چشم شیطان (۱۳۷۲) ،دلاوران کوچه دلگشا (۱۳۷۱) و دستیار کارگردانی فیلمهای   پاکباخته (۱۳۷۴) ،شاخ گاو (۱۳۷۴) ،چشم شیطان (۱۳۷۲) ،دلاوران کوچه دلگشا (۱۳۷۱) و منشی صحنه ۳ فیلم شهر خاکستری (۱۳۶۹) ،گربه آوازخوان (۱۳۶۹) ،خانه ای مثل شهر (۱۳۶۶) ونویسندگی فیلم زندان زنان (۱۳۷۹) و بازیگری فیلم آپارتمان شماره ۱۳ (۱۳۶۹) و تهیه کنندگی فیلمهای  پوپک و مش ماشاالله (۱۳۸۸) ،چیزهایی هست که نمی دانی (۱۳۸۷) ،صداها (۱۳۸۷) ،لالایی (۱۳۸۷) ،سه زن (۱۳۸۵) ،زندان زنان (۱۳۷۹) ،شبیخون (۱۳۷۶) را بر عهده داشته 

 

بیوگرافی پگاه آهنگرانی

پگاه آهنگرانی متولد ۱۳۶۳ در تهران است ،دختر منیژه حکمت و جمشید آهنگرانی تحصیل نیمه تمام در هنرستان موسیقی. در ۶ سالگی در فیلم گربه آوازخوان بازی کرد. اما شاید در دومین بازی کارنامه هنری اش در سن پانزده سالگی بود که درخشید: بازی در نقش تداعی در فیلم ددختری با کفشهای کتانی. بازی راحت و روانش نظرات مثبتی در پی داشت. تا اینکه جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره فیلم قاهره بدست آورد. او در اولین تجربه کارگردانی مادرش به نام زندان زنان در سه نقش متفاوت بازی کرده است. 

فیلم شناسی
    * بی خداحافظی (احمد امینی، ۱۳۹۰)
    * ورود آقایان ممنوع (رامبد جوان، ۱۳۸۹)
    * آقا یوسف (علی رفیعی، ۱۳۸۹)
    * طبقه سوم (بیژن میرباقری، ۱۳۸۸)
    * راه آبی ابریشم (محمد بزرگ‌نیا، ۱۳۸۷)
    * شیرین (عباس کیارستمی، ۱۳۸۷)
    * زادبوم (ابوالحسن داوودی، ۱۳۸۷)
    * صداها (فرزاد موتمن، ۱۳۸۷)
    * هر کس سینمای خودش، (۱۳۸۶)
    * آتش سبز (محمدرضا اصلانی، ۱۳۸۶)
    * خواب زمستانی (سیامک شایقی، ۱۳۸۶)
    * سه زن (منیژه حکمت، ۱۳۸۵)
    * مربای شیرین (آرزو پتروسیان، ۱۳۸۵)
    * خنگ آباد (مهدی اباسلط، ۱۳۸۴)
    * مکس (سامان مقدم، ۱۳۸۲)
    * روزگار ما (مستند، رخشان بنی اعتماد، ۱۳۸۰)
    * زندان زنان (منیژه حکمت، ۸۰ – ۱۳۷۹)
    * دختری با کفش‌های کتانی (رسول صدرعاملی، ۱۳۷۷)
    * گربه آوازخوان (کامبوزیا پرتوی، ۱۳۶۹)

 کارگردان
    * ۱۳۸۰ – سیب. کارگردانی و تهیه کنندگی و باهمکاری سیامک نصیری زیبا.
    * ۱۳۸۴ – تماشاخانه. کارگردانی و تهیه کنندگی.
    * ۱۳۸۷ – محاکات غزاله علیزاده. کارگردانی و تدوین. دربارهٔ غزاله علیزاده.
    * ۱۳۸۹ – ده نمکی ها.کارگردانی و تهیه کنندگی. درباره مسعود ده نمکی.

 تئاتر
    * ۱۳۸۹ – منهای دو به کارگردانی داوود رشیدی.
    * ۱۳۸۹ – متولد ۱۳۶۱ به کارگردانی پیام دهکردی و نوشته نغمه ثمینی.

 جوایز
    * ۱۳۷۸: دیپلم افتخار از جشنواره بین المللی فیلم اجتماعی آبادان ـ دوره دوم برای بازی در فیلم دختری با کفشهای کتانی (رسول صدرعاملی)
    * ۱۳۷۸: جایزه بهترین نقش‌آفرینی از جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان برای بازی فیلم در فیلم دختری با کفشهای کتانی (رسول صدرعاملی)
    * ۱۳۷۸: جایزه بهترین بازیگر زن از جشنواره فیلم قاهره برای بازی فیلم در فیلم دختری با کفشهای کتانی (رسول صدرعاملی)
    * ۱۳۷۸: تقدیرنامه برای بازی در فیلم دختری با کفشهای کتانی در جشنواره برلین.
    * ۱۳۷۸: جایزه بهترین بازیگر از جشن دنیای تصویر برای بازی در فیلم دختری با کفشهای کتانی.
    * ١٣٨٠: جایزه بهترین بازیگر برای بازی در فیلم زندان زنان از جشنواره فیلم لوکارنو.
    * ۱۳۸۴: جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره فیلم کوتاه اصفهان برای کارگردانی فیلم مستند “تماشاخانه”
    * ۱۳۸۷: کاندیدای نقش دوم زن در بیست و هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای فیلم زادبوم.

مصاحبه با پگاه آهنگرانی در ادامه مطلب 

سینمای ما: چی شد که سر از آلمان و وبلاگ‌نویسی برای دویچه‌وله در آوردی؟ 

 

پگاه آهنگرانی: دو سه ماه پیش از طرف دویچه‌وله با من تماس گرفتند و گفتند که طرحی دارند. این که یک هنرمند از ایران در سایت دویچه‌وله یک وبلاگ شخصی داشته باشد و مشاهداتش را آن‌جا بنویسد و ترجیح هم می‌دادند که از هنرمندان جوان باشد. این پیشنهاد را به من دادند و من هم قبول کردم و اینطور شد که الان اینجا هستم.

س: پگاه تو از طرف دویچه‌وله آمدی که مشاهدات را در مورد فستیوال بنویسی، می‌خواستم بدونم که تا به امروز نظرت در مورد نحوه برگزاری و سازماندهی جشنواره چه است؟

 

پ: اولین چیزی که توجهم را جلب کرد این بود که این جشنواره خیلی مردمی است. تمام شهر در تکاپوی برگزاری این جشنواره هستند و به غیر از اینجا که محل اصلی جشنواره است بقیه شهر هم پر از آرم‌ها و تبلیغات آن است و لوگوی برلیناله در تمام شهر دیده می‌شود. مردم راجع به جشنواره خیلی مطلع‌ هستند و تمام مردم شهر سعی می‌کنند به مهمانان جشنواره خوش بگذرد. من توی این چند روزه که کارت خبرنگاری‌ام را گرفته‌ام به چند گالری و نمایشگاه سر زدم و همه جا با دیدن کارت خبرنگاری، ما را مجانی به داخل راه داده‌اند و سعی کرده‌اند همه چیز محیا باشد در صورتی که اصلا چنین وظیفه‌ای نداشتند. ولی با این وجود سعی می‌کنند به مهمان‌های خارجی حسابی خوش بگذرد و این برایم جالب بود.راجع به هماهنگی و سازماندهی جشنواره هم باید بگویم که کلا برای ما این همه نظم و برنامه‌ریزی چیز غریبی است!

س: می‌دانی که اینجا آلمان است و نظم و انضباط آلمانی هم که خیلی شدید است. 

 

پ: من تا حالا زیاد آلمان آمدم ولی این دومین باری است که در فستیوال برلین شرکت می‌کنم. بار اولی که با فیلم «دختری با کفش‌های کتانی» اینجا آمدم و چند روزی هم بیشتر نماندیم چیز زیادی از برلیناله ندیدم، اما این بار با این نظم و دیسیپلین به معنای واقعی روبرو شدم. به عنوان مثال از من می‌پرسند که چه ساعتی صفحه‌ات را آپ می‌کنی و من می‌گویم مثلا ساعت ۱۰ و واقعا اگر آپ نکرده باشم، دو دقیقه بعد از ده به من زنگ می‌زنند و می‌پرسند چرا سر موقع آپ کردی؟! برای‌شان حیرت‌آور است که چرا سر موقع کارم را انجام نداده‌ام. واقعا به آنها بر می‌خورد.و یا اینکه وقتی ازشان یک سوال می‌پرسی برایت وقت می‌گزارند و تا مطمئن نشده‌اند که قضیه را متوجه شده‌ای ولت نمی‌کنند! مثلا کافی است بپرسی با این کارت می‌توانم فلان سینما بروم و آن‌ها برایت تمام جاهایی را که می‌توانی و نمی‌توانی بروی توضیح می‌دهند.

س: می‌توانی جشنواره برلیناله را به جشنواره فجر خودمان هم مقایسه کنی؟

پ: مقایسه‌اش که فکر کنم خیلی چیز جالبی نیست! واقعا این دو با هم قابل مقایسه نیستند.

س: خوب می‌توانی این مقایسه را این‌طور در نظر بگیری که در ایران و فجر تو یک شخصیت شناخته شده هستی و همین باعث می‌شود که درها به روی تو باز بشوند. سوال من این‌جاست که اینجا که تو جشنواره را از دید یک خبرنگار معمولی و مانند افراد عادی تجربه می‌کنی، اوضاع چطور است؟ می‌خواهم ببینم اینجا دید تو نه با عنوان پگاه آهنگرانی بلکه به عنوان یک دختر جوان علاقه‌مند به سینما چطوری است؟

 

پ: خوب معلوم است که خیلی فرق می‌کند. در فجر حتی اگر بلیط هم نداشته باشی هم همه جا راهت می‌دهند. البته که خیلی چیز خوبی هم نیست. بارها شده دیدم خیلی‌ها کارت جشنواره را دارند اما می‌آیند و می‌بینند جا نیست و یا مجبورند روی زمین بنشینند. اینجا محال است چنین چیزی اتفاق بیافتد و من در این مدت اصلا چنین چیزی ندیدم. در ایران امثال ما و یا دیگرانی که دوست و رفیقی از عوامل سینما دارند به داخل راه پیدا می‌کنند و آدم‌های معمولی بیرون می‌مانند.

س: شما ده سال پیش هم با فیلم «دختری با کفش‌های کتانی» میهمان برلیناله بودی. از ده سال پیش تا به امروز چه چیزهایی اینجا تغییر کرده است؟ پگاه آهنگرانی چه تغییراتی کرده؟

پ: قطعا سطح سینما در حال تغییر است؛ چه در ایران و چه در خارج از ایران. مثلا خیلی از فیلم‌هایی که ده سال پیش فیلم‌های خیلی خوبی بودند و بسیار مهم بودند الان دیگر جایگاه سابق را ندارند چرا که زمانه تغییر کرده است. مثلا نمی‌دانم اگر حالا «دختری با کفش‌های کتانی» اکران می‌شد همان استقبالی که ده سال پیش از آن شده بود باز هم تکرار می‌شد؟

س: «دختری با کفش‌های کتانی» در زمان خودش یک فیلم انقلابی بود.

 

پ: خوب این از مزایای کشور ماست که هر روز درش یک دگردیسی انجام می‌شود و قوانین جدیدی وضع می‌شود و باعث می‌شود فیلمی که امسال خیلی انقلابی و متفاوت به نظر می‌رسید سه سال بعد بسیار عادی و غیر انقلابی باشد! مثلا «دختری با کفش‌های کتانی» خاص بود. چون اولین فیلمی بود که در آن زمان به مسایل نوجوانان پرداخته بود. .

س: از کارهای ایران چی خبر؟

پ: با ۲ تا فیلم در جشنواره فجر هستم. «زادبوم» و «صداها». الان هم مستقیم از سر کار آقای بزرگ‌نیا که در قشم فیلم‌برداری می‌شود آمده‌ام و فکر می‌کنم این پروژه حالا حالاها طول می‌کشد.

س: ممنون پگاه جان که وقتت را به ما دادی. 

 

منبع مصاحبه :سایت سینمای ما (http://jahan.cinemaema.com)

گرد آوری: www.shamdooni.com

ارسال شده در تاریخ: ۲۹ آبان ۱۳۸۸

مطالب مرتبط:
بیوگرافی پگاه آهنگرانی و بیوگرافی پدر و مادرش و مصاحبه ای با او


5 + = 7

  1. دامنه کیلکی در سایت ها چیست؟ درامد سایت ماهیانه چقدر است؟
    لطفا جواب سوالاتم به ایمیلم بفرست.
    متشکرم



صفحه 1 از 11

جاوا اسكریپت