خانواده فراهانی
خانواده فراهانی
بهزاد فراهانی
بهزاد فراهانی

بیوگرافی بهزاد فراهانی

بهزاد فراهانی  در اول بهمن‌ماه سال ۱۳۲۳ در دهی در تفرش از توابع فراهان به دنیا آمد ،مادرش اهل ادب و هنر و شعر بود که بافت ‌قالی اصلی‌ترین هنرش به حساب می‌آمد، مادر از خوانین و پدر از دهاقین فراهان بود، پدرش یکی از بهترین تعزیه‌خوان‌های آن خطه هم محسوب می‌شد ،او قبل از ورود به حیطه بازیگری کارهای زیادی انجام می داد از جمله آسفالت کاری ،پادوی داروخانه ،پادوی تزریقات ،کارگر دوچرخه‌ساز ،کارمند بانک بازرگان، کار با وکلای دادگاه و…آنها هفت فرزند بودند که بهزاد فرزند دوم خانواده بود ،چهار خواهر و سه برادر که خواهر بزرگش در جریان انقلاب ودر اعتصاب پرستاران از فوت کرد ،در ۱۵ سالگی با برادران مفید آشنا شدو به تئاتر راه یافت، در ۱۷ سالگی به تئاتر حرفه‌ای شاهین سرکیسیان بنیانگذار تئاتر نو پیوست، این روند ادامه پیدا کرد تا سال ۱۳۵۰ که خود صاحب یک گروه تئاتر شد و در سال ۱۳۴۷ در گروه هنر ملی، کنکوری برگزار شد که هشت هزار نفر شرکت کردند، همسرش جزو شاگرد اول‌های آن کنکور بود، در گروه هنر ملی، درس تئاتر می‌خواند، سپس بین آنها دلبستگی ایجاد شد، اما همسرش به او گفت: «باید تحصیلت را ادامه بدهی»، چرا که او دیپلم هم نداشت، همان سال انگیزه‌ای در او ایجاد شد که درسش را ادامه بدهد، دیپلمش را گرفت و در کنکور دو دانشگاه شاگرد اول شد، بعد هم ازدواج کرد ،پس از ازدواج در حالی که شقایق سه ساله بود، به فرانسه رفتند و در آنجا سه سال و نیم درس خواند و لیسانسش را گرفت، همسرش هم دکترای خود را آنجا گرفت. همسرش فهمیه رحیمیان دکترای نقاشی دارد ، بهزاد فراهانی ۴ فرزند دارد ،شقایق و گلشیفته را که همه می‌شناسند، آذرخش پسرش موزیسین است، لیسانس نقاشی دارد و کاریکاتوریست خوبی هم هست و البته اردشیر رستمی هم پسر خوانده او است، اردشیر اهل شعر و ادبیات بوده و او نیز کاریکاتوریست بسیار ماهری است ،از جمله فعالیتهای هنری بهزاد فراهانی عبارتند از: میعادگاه خشم ،نقره داغ ،تجاوز ،گرگ بیزار ،دستمزد ،صنوبرهای سوزان ،راز کوکب ،رعنا ،مار ،امام علی (ع) ،بلندیهای صفر ،راه افتخار ،سالهای بیقراری ،ماه مهربان ،مهره ،آخرین تک سوار ایل ،طوطیا ،دختری به نام تندر ،چپ دست ،خاکستری ،مصائب دوشیزه و…. 

شقایق فراهانی
شقایق فراهانی

بیوگرافی شقایق فراهانی

شقایق فراهانی متولد ۲ مرداد ۱۳۵۱ در تهران است ،فارغ التحصیل رشته نقاشی از دانشگاه آزاد اسلامی است ،قبلا ازدواج کرده و از همسر خود جدا شده ،یک فرزند دارد ،به دو زبان انگلیسی و فرانسه را مسلط است ،از موسیقی در حد عالی شناخت دارد، همین‌طور شناخت فوق‌العاده‌ای از شعر دارد ،درک جامعه‌شناسی‌اش خیلی خوب است ،فعالیت در سینما را از سال ۱۳۷۵ با «لیلا» ساخته داریوش مهرجویی آغاز کرده و فعالیت در تلویزیون را از سال ۱۳۷۴ با مجموعه «حباب» شروع کرده  است.

فیلم‌ شناسی
    * محاکمه در خیابان ( مسعود کیمیایی ، ۱۳۸۷)
    * دل شکسته (۱۳۸۷)
    * وقتی همه خوابیم (۱۳۸۷)
    * دایناسور (۱۳۸۶)
    * مظفرنامه (۱۳۸۶)
    * مقلد شیطان (۱۳۸۵)
    * مهمان (۱۳۸۵)
    * نصف مال من، نصف مال تو ( وحید نیکخواه آزاد ، ۱۳۸۵)
    * راه طی شده (۱۳۸۴)
    * صحنه جرم، ورود ممنوع! (۱۳۸۴)
    * قلقلک (۱۳۸۴)
    * شارلاتان (۱۳۸۳)
    * پروانه ای در باد (۱۳۸۲)
    * آدمک‌ها (۱۳۸۰)
    * سیندرلا (۱۳۸۰)
    * چتری برای دو نفر (۱۳۷۹)
    * راز شب بارانی (۱۳۷۹)
    * سمفونی تاریک (۱۳۷۹)
    * شب‌های تهران (۱۳۷۹)
    * شهرت (۱۳۷۹)
    * صدای سخن عشق (۱۳۷۹)
    * طوطیا (۱۳۷۷)
    * عشق کافی نیست (۱۳۷۷)
    * مهره (۱۳۷۷)
    * لیلا ( داریوش مهرجویی ، ۱۳۷۵)
    * مجموعه تلویزیونی پدر خوانده

گلشیفته فراهانی و همسرش
گلشیفته فراهانی و همسر سابقش
گلشیفته فراهانی
گلشیفته فراهانی

بیوگرافی گلشیفته فراهانی

گلشیفته فراهانی که نام اصلی اش رهاورد فراهانی است ،در ۱۹ تیر ۱۳۶۲ در تهران متولد شد ، وی مدتی است که از همسرش جدا شده ،فارغ التحصیل موسیقی از دانشگاه علمی – کاربردی است ،ساز تخصصی اش پیانو است ،به تازگی همراه با محسن نامجو به فعالیتهای موسیقی نیز می پردازد ،بازی در سینما را با بازی در فیلم درخت گلابی به کارگردانی داریوش مهرجویی آغاز کرد و با بازی خوبش در فیلم میم مثل مادر رسول ملا قلی پور محبوبیت و شهرت دو چندان کسب کرد ،بعد از فیلم سنتوری از طرف یک کارگردان هالیوودی برای بازی در فیلمی کاندید شد و اولین فیلم هالیوودی اش مجموعه دروغهاست که در آن با دی کاپریو هنرپیشه معروف هالیوود همبازی است.

سینما
۱۳۷۶ -درخت گلابی -میم
۱۳۷۹ -هفت پرده -فرشته
۱۳۸۰ -زمانه -زمانه
۱۳۸۱ -دو فرشته -آذر
۱۳۸۱-جایی دیگر -رها
۱۳۸۲ -بوتیک -اِتی
۱۳۸۲-بابا عزیز -نور
۱۳۸۲-اشک سرما -روناک
۱۳۸۳ -ماهی‌ها عاشق می‌شوند -توکا
۱۳۸۵ -به نام پدر -حبیبه
۱۳۸۵-میم مثل مادر -سپیده
۱۳۸۵-گیس بریده -مریم
۱۳۸۵-نیوه‌مانگ -نیوه مانگ
۱۳۸۵-سنتوری -هانیه
۱۳۸۶ -دیوار -ستاره
۱۳۸۷ -همیشه پای یک زن در میان است -مریم
۱۳۸۷-شیرین
۱۳۸۷-مجموعه دروغ‌ها -عایشه
۱۳۸۷-درباره الی -سپیده
۲۰۱۰ -جای اژدها -لیلا
۲۰۱۱ -خورشت آلو با مرغ -ایران
۲۰۱۱ -می کشمت اگر بمیری -سیبا

تئاتر
۱۳۸۲ -مریم و مرداویج -مریم
۱۳۸۳ -نرگس سیاه  -(کارگاه)
۱۳۸۴ -مفتش -فیروزه -در ایران ممنوع شد

جوایز
    * برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر از بخش بین‌الملل شانزدهمین جشنواره فیلم فجر.
    * بهترین بازیگر بیست و دومین جشنواره فیلم فجر در دو فیلم «بوتیک» و «اشک سرما» به انتخاب نویسندگان و منتقدان
    * برنده تندیس زرین هشتمین جشن خانه سینما برای بازی در فیلم «اشک سرما»
    * برنده جایزه بهترین بازیگر زن برای بوتیک در جشنواره بین المللی فیلم سه قاره نانت ـ دوره بیست و ششم (فرانسه)
    * کاندیدای بهترین نقش اول زن برای بوتیک جشنواره بین المللی فیلم فجر ـ دوره بیست و دوم
    * برنده جایزه هیأت داوران برای فیلم میم مثل مادر در جشنواره بین المللی فیلم رشد ـ دوره سی و هفتم
    * کاندیدای بهترین نقش اول زن بوتیک در جشن خانه سینما ـ دوره هشتم
    * کاندیدای بهترین نقش اول زن جشن برای ماهی ها عاشق می شوند در جشن خانه سینما ـ دوره نهم
    * کاندیدای بهترین نقش اول زن برای میم مثل مادر در جشن خانه سینما ـ دوره دهم

مصاحبه با شقایق فراهانی در ادامه مطلب

خانم شقایق فراهانی، برای بازیگر شدن چه فاکتورهایی داشت؟ 

 

شقایق فراهانی: همان‌طور که می‌دانید، هنر همیشه در خانه ما بوده، به ویژه که پدرم پیشکسوت این کار است. از کودکی به خاطر پدر و مادرم به هنر علاقه‌مند شده و آن را ادامه دادم تا حال که این‌جا هستم. 

  

زمانی که طوطیا اکران شد، همه بر این عقیده بودند که دختر بهزاد فراهانی به عنوان یک سوپراستار دیگر متولد شده است، اما مدتی از شما در سینمای ایران خبری نبود تا این‌که در یک‌سال اخیر بسیار پرکار شدید، چه اتفاقی افتاد؟ 

 

شقایق فراهانی: این‌که چه اتفاقی افتاد، بارها گفتم که نمی‌دانم. شاید به نوعی در زندگی امتحان شدم، اما به هر حال تجربه بود، شاید هم انتخاب‌های درستی نداشتم. در حال حاضر هم به اوج نرسیدم، به هر حال فراز و نشیب‌ها به همراه تجربه، جزوی از زندگی افراد در هر مقطعی است.

بازیگری از نگاه شما چیست؟

شقایق فراهانی: یک حرفه به همراه عشق است که من با این امید به آن نگاه کردم. شاید به این خاطر است که من بین سینما، مجموعه‌های تلویزیونی و تئاتر تفاوتی قائل نمی‌شوم، چرا که هر کدام جایگاه خاص خود را دارد و این عشق افراد است که، آنها را به سوی هر کدام از این سه گزینه می‌کشاند.

برای انتخاب نقش، چه فاکتورهایی را در نظر می‌گیرید؟

شقایق فراهانی: فیلم‌نامه را که می‌خوانم، دوست دارم آن نقش جای کار داشته باشد که خودم را نشان بدهم، این علاقه شخصی است، اما مسائل حاشیه‌ای، نقش مهمی دارد که بعضی مواقع باعث می‌شود درکارهایی که دوست نداری، بازی ‌کنی.

اولین‌بار که مقابل دوربین قرار گرفتی، چه احساسی داشتی؟

شقایق فراهانی: کاری از آقای کاربخش در سال ۷۲ بود و پس از آن مجموعه حباب در سال ۷۳، کار آقای معارفی. مقابل دوربین قرار گرفتن ساده نبود، اما به خاطر حضور پدرم این ترس در وجودم فروکش کرد. من از شش، هفت سالگی به همراه پدر تئاتر کار می‌کردم، در تئاتر که می‌دانید، تنها یک دوربین شما را نگاه نمی‌کند، بلکه صدها چشم نظاره‌گر شما هستند، از این‌رو ترس به آن شکل نداشتم. ارتباط با مخاطب را تجربه کرده بودم، حس من در آن لحظه این بود که به بازی ادامه بدهم و خودم را به جایگاهی برسانم.

آرزو داشتی چه نقشی بازی کنی که تا امروز نتوانستی؟

شقایق فراهانی: خیلی دلم می‌خواست نقش‌های ماندگار بازی کنم که در سینمای ایران بماند، مثل “باشو غریبه کوچک” اما هنوز به این آرزو نرسیده‌ام، فکر کنم در سریال “کلاه پهلوی” نقشی که بازی کردم ماندگار شود.

شقایق فراهانی چه‌‌طور آدمی است؟

شقایق فراهانی: آدم… یک آدم عادی که زنده است.

طوری پاسخ دادید که انگار از خودتان ناراحت هستید؟

شقایق فراهانی: به هر حال بارها پیش آمده که از خودم ناراحت شدم، به‌ خصوص وقتی که باید قدر خود را می‌دانستم، اما ندانستم، زمان هم که بگذرد، دیگر نمی‌توان برگشت.

آینده کاری‌تان را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟

 

شقایق فراهانی: غیرقابل پیش‌بینی است، چرا که شغل ناامنی داریم و همین‌ ناامنی اجازه نمی‌دهد یک برنامه‌ریزی درستی داشته باشیم.

یعنی ممکن است یک روز بگویید دیگر نمی‌خواهم بازی کنم؟

 

شقایق فراهانی: بله، ممکن است، شاید یک عشقی فرای عشق بازیگری بیاید که من بازیگری را کنار بگذارم.

نظرت درباره ژانر طنز چیست؟

شقایق فراهانی: ببینید، ما در موقعیتی کار می‌کنیم که ژانر طنز برای یک هنرپیشه زن مهیا نیست، فکر نکنم خانم‌ها بتوانند در این ژانر موفق شوند. خیلی از محدودیت‌ها باعث می‌شود که یک زن نتواند به آن نقش پرو بال بدهد، اما این محدودیت‌ها برای مردان وجود ندارد و به همین خاطر آنان در ژانر طنز موفق‌ترند. برای مثال مردان راحت‌تر دیالوگ‌ها را بیان می‌کنند یا ممکن است شوخی‌هایی بکنند که یک زن نتواند مقابل دوربین این کار را انجام دهد.

به نظر شما تئاتر کارخانه بازیگری است؟

شقایق فراهانی: نه؛ از آقای پرستویی شنیدم که تئاتر در اصطلاح، یک بازیگر را روغن کاری می‌کند.

به عنوان خواهر بزرگ‌تر، از موفقیت گلشیفته خوشحال هستید؟

شقایق فراهانی: مسلما همین‌طور است، اولین کسی که گلی را به دنیای بازیگری آورد خود من بودم. یادم می‌آید، مادرم به خاطر رشته تحصیلی گلشیفته که موسیقی بود، به شدت با این‌که او رو به بازیگری بیاورد مخالفت می‌کرد. او دلش می‌خواست گلشیفته در رشته تحصیلی‌اش به رشد و شکوفایی برسد. از آن‌جا که پدرم خود سینمایی بود، پیشنهادهایی به او می‌شد که گلشیفته را به این وادی بیاورد، بگذریم. یک روز مادرم در منزل نبود، داریوش مهرجویی می‌خواست فیلمی بسازد که آقای شریفی‌نیا انتخاب بازیگر آن را بر عهده داشت، من گلی را به دفترش بردم، از گلی عکس گرفتند و روز بعد هم او را به دفتر آقای مهرجویی بردم و از گلی تست گریم گرفتند. پس از تست گریم، صورت گلی تغییر کرده بود، در برگشت به منزل از خودم می‌پرسیدم که جواب مادرم را چه بدهم. مادرم برخورد شدیدی با من داشت، اما به هر حال گلشیفته آن نقش را گرفته بود، از طرفی پدرم هم بدش نمی‌آمد که گلشیفته به سوی سینما برود. در آن فیلم، گلی نقش یک بچه را بازی می‌کرد، من هم قرار بود در یکی دو سکانس پایانی نقش بزرگی‌های گلی را ایفا کنم. نام آن فیلم “درخت گلابی” بود، اما شاید برایتان جالب باشد، بدانید بعدها فیلمنامه تغییر کرد و نقش‌ بزرگی‌های گلی حذف شد (می‌خندد) و تنها عکس‌های مرا در صحنه گذاشتند. خوشحالم که نقشی در بازیگر شدن او داشتم.
 

هنوز هم شما راهنمایی‌اش می‌کنید؟ 

 

شقایق فراهانی: نه دیگر، حالا باید او مرا راهنمایی کند، همان‌طور که می‌بینید فیلم‌هایش هم موفق شدند. گلی وقتی که بزرگ شد درایت بیشتری در انتخاب نقش‌ها از خود نشان داد. البته به شرایط هم بستگی داشت، من در آن زمان یک آدم مستقل بودم و گلی هم دختر بابا بود. نه این‌که من دختر بابا نبودم، اما بودن در کنار پدر و این‌که نگران آینده‌ اقتصادی نباشی، باعث می‌شود که در انتخاب نقش‌هایت دقیق‌تر باشی.

یعنی شما نگران آینده بودید؟

شقایق فراهانی: نه به آن شکل، اما مسائل اقتصادی اجبار می‌کند که کار کنیم، نه این‌که هر نقشی را بگویند کار کنم، اما باید کار می‌کردم. چون که مستقل بودم. ولی زمانی که گلی خانه بابا بود، مشکل اجاره‌خانه و دغدغه‌ مالی نداشت، پس راحت‌تر نقش‌هایش را انتخاب می‌کرد، در صورتی که برای من اوضاع تا حدودی متفاوت‌ بود.

برای شقایق شدن چه هزینه‌هایی پرداخت کردید؟

شقایق فراهانی: هزینه‌های زیادی. این‌که دو سال و هفت ماه بیکار بودم و طی این مدت هیچ‌کس حال مرا نپرسید.

یعنی ممنوع‌الکار بودید؟

شقایق فراهانی: ببینید، ممنوع‌الکار بودن را اعلام نمی‌کنند، اما وقتی سر ده‌ها فیلم می‌روی و بعد می‌بینی که تو را انتخاب نمی‌‌کنند، فکر می‌کنید چه معنایی داشته باشد و بعد هم کم‌کم متوجه می‌شوی که یک “جو” برای شما این‌گونه می‌خواهند، من هم از سال ۱۳۸۱ به مدت دو سال و هفت ماه این اتفاق را تجربه کردم.

یعنی می‌خواهید بگویید، یک باند برای شما این‌گونه خواست؟

شقایق فراهانی: نامش را نمی‌دانم که باند است یا چیز دیگری. اما موقعیتی برای شما پیش می‌آید که نمی‌توانید به فعالیت خود ادامه دهید. می‌خواهم در حال حاضر پیشکسوت‌های سینما را برای شما مثال بزنم، آنها پس از یک عمر کار کردن، حال نمی‌توانند به راحتی زندگی کنند،‌ هیچ حمایتی از جایی نمی‌شوند، این آینده ما هم هست، جز این است؟

از محیط سینما خسته شدید یا نه؟

شقایق فراهانی: خسته نشدم، ولی آن ذوق هنری سابق را ندارم. عشق سینما هنوز در دلم نمرده، اما آن هیجان سابق را هم ندارم، دلیلش را هم نمی‌دانم، شاید هم پا به سن گذاشتم (می‌خندد)

نمی‌خواهید بیشتر توضیح بدهید، درباره آن دو سال و هفت ماه؟

شقایق فراهانی: چه فایده‌ای دارد، به هر حال جزو افت و خیزهای زندگی من بود که گذشت.

به نظر خودتان نقش‌های کلیشه‌ای بازی نکردید؟

شقایق فراهانی: من نقش‌های متفاوتی را بازی کردم یا شاید نقش‌های کلیشه‌‌ای کمتر بازی کردم. من در هنر همه‌گونه تیپ را دوست دارم تجربه کنم، اما دوست دارم بیشتر در نقش‌هایی بازی کنم که هیچ‌وقت کهنه نشود.

در سال‌های اخیر، سینمای ایران به شدت به چهره و ستاره‌های جذاب اهمیت می‌دهد، نظر شما چیست؟

شقایق فراهانی: در همه جای دنیا همین‌طور است، این فاکتورها برای سوپراستار شدن احتیاج است، اما دلیلی برای ماندگاری نیست.

اصلا در سینمای ایران سوپراستار داریم و از نظر شما سوپراستار یعنی چه؟

شقایق فراهانی: سوپراستار یعنی این‌که یک بازیگر بنا به هر دلیلی از جمله چهره خوب، رفتار و استعدادش، به یک‌باره مشهور شود. اما باز هم این سوپراستار شدن با ماندگاری تفاوت دارد، بله سوپراستار ماندگار داریم، پرویز پرستویی، محمدرضا فروتن.

گلشیفته در حال حاضر سوپراستار است؟

شقایق فراهانی: بله، گلی سوپراستار است، دلم نمی‌خواهد در مورد گلی به پرسشی پاسخ بدهم!
 

چرا؟ 

 

شقایق فراهانی: ببینید، اگر تعریف کنم می‌گویند خواهرش است، اگر انتقاد کنم، می‌گویند دو خواهر با یکدیگر بد هستند.

خیلی‌ها شما را با هم مقایسه می‌کنند؟

شقایق فراهانی: به‌طور کلی مقایسه افراد کار درستی نیست، هر کدام از انسان‌ها جایگاه خودشان را دارند.

فکر کنیم که در دو سال اخیر، خیلی‌ها دوست داشتند لج شقایق فراهانی‌‌ را در بیاورند؟

 

شقایق فراهانی: (می‌خندد) خوب در بیاورند، اما این کار درستی نیست، با این‌حال هستند افرادی که ما را با یکدیگر مقایسه می‌کنند. هستند افرادی که جهت‌دار به این مسئله فکر می‌کنند، از طرفی من خواهرم را بزرگ کردم و همیشه آرزوی موفقیت او را داشتم.

شده گلی با شما مشورت کند؟

شقایق فراهانی: نه زیاد، چون می‌بیند که من انتخاب‌های اشتباهی کردم، از این‌رو او با من زیاد مشورت نمی‌کند، از طرفی من احساسی‌تر رفتار می‌کنم، اما گلی عاقلانه رفتار می‌کند. در حال حاضر من در انتخاب نقش‌هایم بیشتر از او راهنمایی می‌خواهم.

از کارهای اخیرتان راضی هستید؟

 

شقایق فراهانی: بد نبود، قلقلک، صحنه جرم و مهمان… کارهای اخیر من بود.

واقعا شما باندهای سینمایی را می‌شناسید، با این‌حال با آنها کار می‌کنید؟

شقایق فراهانی: کار نکنیم، چه کار کنیم. اگر هم باندی باشد، دلم می‌خواهد بگویم، نه، اما اجازه بدهید یک توضیح کامل بدهم. ببینید، من در حال حاضر پروژه‌ای تحویل می‌گیرم، از این‌رو دوست دارم اطرافیان خود را بر سر کار بیاورم، فکر نکنم نام این را باند بگذارید، از طرفی دست خیلی‌ها را هم می‌گیرم که نان بخورند.

و خیلی‌های دیگر نان نخورند، گرچه در خیلی از کشورهای جهان این‌گونه است؟

 

شقایق فراهانی: نه این‌گونه نیست، چون که سینمای ایران با سینمای جهان به هیچ عنوان قابل مقایسه نیست. در سینمای دنیا یک بازیگر پول خوبی از کلیپ‌های تلویزیونی و آگهی‌های تجاری به دست می‌آورد، اما در ایران وضع بدین شکل نیست، این‌جا یک بازیگر در کلیپ موسیقی بازی می‌کند، هزار نفر به او ایراد می‌گیرند، بیلبوردهای تبلیغاتی هم که در حال حاضر ممنوع شده است. الان من دوست دارم که کلیپ بازی کنم، اما می‌ترسم که خیلی‌ها بگویند شقایق چون بیکار شده کلیپ‌ بازی می‌کند؟!

در برنامه شب شیشه‌ای خیلی‌ها از گفته باران کوثری در مورد شما ناراحت شدند؟

شقایق فراهانی: ببینید، باران و گلی از کودکی با هم دوست بودند و بزرگ شدند. آن روز باران بر اثر بی‌تجربگی گفت که از کارهای گلی خوشم می‌آید، گرچه شیطنت‌های مجری برنامه را هم نباید نادیده گرفت. البته من تنها یک قسمت از شب شیشه‌ای را دیدم. اصلا برنامه‌های دیگر را ندیدم،‌ شاید آنچه را هم که الان می‌گویم، تنها شنیده‌هاست، اما پس از برنامه باران کوثری، خیلی‌ها با من تماس گرفتند و از آن طرز صحبت ناراحت شدند، شاید باور نکنید، سر صحبت باران عزیز، سه کارگردان هم با من تماس گرفتند و نقش‌های خوبی را به من پیشنهاد کردند، آنها گفتند “از آن‌جا که از پاسخ باران ناراحت شدیم، خواستیم از شما دلجویی کنیم”. گرچه باید اشاره داشته باشم، باران هم اگر چنین نظری را مطرح کرد، با توجه به بی‌تجربگی و همچنین مسائل شخصی که از گذشته بوده، چنین نظری داده است.

مسائل شخصی؟

شقایق فراهانی: نه، نه… اشتباه برداشت نکنید، صمیمی‌ترین دوست من در وادی سینما “آتنه فقیه‌نصیری” است. شاید خیلی‌ها از من بپرسند بین آتنه و خانم… کدام را می‌پسندی و من آتنه را انتخاب کنم، باران هم از آن‌جا که با گلی ارتباط زیادی داشته، گلی را انتخاب کرده و هیچ قصد بی‌احترامی هم نداشته است. شاید پرسش برنامه شب شیشه‌ای را از افرادی که با من ارتباط دارند، بپرسید، آنها هم بگویند، ما شقایق را بیشتر دوست داریم.

اما به هر حال فکر می‌کنیم آن گفتگو تبعات زیادی داشت؟

شقایق فراهانی: تبعات آن بیشتر به سود من بود، چرا که ضدتبلیغ، خود نوعی تبلیغ است. گرچه تا دو هفته پس از برنامه با من تماس می‌گرفتند و درباره آن برنامه اظهار‌نظر می‌کردند.

حالا اگر کسی از شما بپرسد که باران کوثری چنین نظری درباره شما دارد، نظر شما چیست؟

 

شقایق فراهانی: نظرش قابل احترام است. اجازه بدهید آدم‌ها را با یکدیگر مقایسه نکنیم.

آرزوی شما برای سینمای ایران؟

 

شقایق فراهانی: هنرمندان به امنیت شغلی برسند.

نظرتان درباره مدیربرنامه چیست؟

شقایق فراهانی: خیلی در ایران رایج نیست، گرچه تعدادشان انگشت‌شمار است، اما با این‌حال چیز بدی هم نیست. برای مثال من در چند کار پولم را نگرفتم، اما وقت نکردم که اقدام کنم، فکر کنم مدیربرنامه در این موارد به کار می‌آید.

نظرتان درباره این واژه‌ها… ؟

 

مادر: عشق، پدر: کودک، برادر: عزیز، خواهر: شیرین 

 

یک خاطره جالب از گلی؟
 

شقایق فراهانی: یک روز سرد زمستانی که کسی در خانه نبود، گلی و آذرخش را به حیاط بردم، صورت‌شان را نقاشی کردم، آن هم زیربرف. از آنها عکس گرفتم، پس از این اتفاق، هردوی‌شان سرمای سختی خوردند. من هم به مادرم چیزی نگفتم. غافل از این‌که آن عکس‌ها در دوربین‌ است، پس از چند ماه که پدرم عکس‌های دوربین را ظاهر کرد، مادرم متوجه شد که چرا آن روز گلی و آذرخش سرما خوردند…

نظرتان درباره خانواده سبز چیست؟

 

شقایق فراهانی: نشریه شما را نزد اشخاصی می‌دیدم، که فکر نمی‌کردم آنها نشریه خانوادگی بخوانند. ممنون، گفتگوی خوبی بود… 

منبع مصاحبه :مجله ی خانواده سبز

گرد آوری: www.shamdooni.com

ارسال شده در تاریخ: ۲۹ آبان ۱۳۸۸

مطالب مرتبط:

بدون نظر بیوگرافی امین حیایی و نیلوفر خوش خلق و مصاحبه با نیلوفر خوش خلق


1 + = 4



صفحه 1 از 11

جاوا اسكریپت