شهرام حقیقت دوست
شهرام حقیقت دوست

 بیوگرافی شهرام حقیقت دوست

شهرام حقیقت دوست متولد ۲۸ اسفند ۱۳۵۱ در رشت است ،دو خواهر دارد ،خودش فرزند وسطی است، کارشناس رشته تئاتر از دانشگاه آزاد اسلامی است ،رنگ مورد علاقه اش زرد است ،بازیگر مورد علاقه اش نیکلاس کیج است ،طرفدار دو آتیشه ی پرسپولیس است ،۳تار می نوازد و اگر هنرپیشه نمی شد دوست داشت وارد کار موسیقی شود البته به خواننده شدن علاقه ای ندارد ،از تقلید و رودربایستی خوشش نمی آید ،بر عکس بعضی نقش های منفی اش خودش بسیار خوش اخلاق است و فوق العاده خانواده و دوستانش را دوست دارد ،فوق العاده صادق است ،سحر خیز است ،بسیار احساساتی است ،دیر رنج است ،عشق را خطرناک می داند ،خاطرات روزانه ی خود را همیشه می نویسد ، در سال ۷۲ با قبولی در دانشگاه به تهران آمد و به تنهایی در تهران زندگی می کند ومجرد است ،در دوران دبیرستان رشته اش تجربی بوده و با وجود نارضایتی خانواده اش کنکور هنر می دهد و بعد دررشته تئاتر قبول میشود ،خودش بازیگری در تئاتر را بیشتر دوست دارد ،بازیگری را از سال ۷۳ و با نمایش پسر کارون به کارگردانی امیر دژاکام آغاز کرد و با مجموعه تلویزیونی مهر خوبان به کارگردانی یوسف مهدوی پا به جعبه کوچک گذاشت ،اولین حضور سینمایی اش معطوف به نقشی کوتاه در درخت گلابی به کارگردانی داریوش مهرجویی می شد که جای دیدن برای او در خود نداشت ، پس از آن در مجموعه اول ودوم داستان یک شهر دو اپیزود را بازی کرد که مورد توجه قرار گرفت و بعد به تیم بازیگران همسفر پیوست این مجموعه تلویزیونی دیگر به کارگردانی قاسم جعفری بود که در سال ۸۰ ساخته شد ، داستانهای اجتماعی این مجموعه مورد توجه قرار گرفت و همین باعث شد تا بازی او هم به خوبی مورد ارزیابی قرار گیرد قاسم جعفری تحت تاثیر بازی او قرار می گیرد و نقش اصلی را در سریال بعدی اش یعنی در خط قرمز به او می دهد و او با یک تیم از بازیگران جوان و تقریبا نا شناس داستانی دیدنی می آفرینند.،شهرام به خاطر داشتن نقشی پررنگ بیشتر از سایر همبازی هایش به چشم آمد و توانست نقدهای مثبتی درباره بازی خود به دست بیاورد .

فیلم‌های سینمایی
    * ۱۳۸۸ – صبح روز هفتم (مسعود اطیابی)
    * ۱۳۸۷ – موش
    * ۱۳۸۶ – احضارشدگان
    * ۱۳۸۶ – مخمصه (محمدعلی سجادی)
    * ۱۳۸۶ – ملودی
    * ۱۳۸۵ – سنگ، کاغذ، قیچی
    * ۱۳۸۴ – چند می‌گیری گریه کنی
    * ۱۳۸۳ – تردست (محمدعلی سجادی)
    * ۱۳۸۲ – جنایت (محمدعلی سجادی)
    * ۱۳۸۱ – عطش (محمدحسین فرح‌بخش)
    * ۱۳۸۱ – غوغا
    * ۱۳۷۶ – درخت گلابی – (داریوش مهرجویی)

مجموعه‌های تلویزیونی
    * ۱۳۷۹ – خط قرمز
    * ۱۳۸۳ – مختارنامه
    * ۱۳۹۰ – شوق پرواز

نمایش‌ها
    * بازی در نمایش”دن کامیلو“به کارگردانی”کورش نریمانی“؛ تهران، تئاتر شهر، تالار چهارسو؛۱۳۸۴
    * بازی در نمایش”تکیه ملت“به کارگردانی”حسین کیانی“؛ تهران، تئاترشهر، تالارقشقایی؛ ۱۳۸۴
    * بازی در نمایش”روزی روزگاری آبادان“به کارگردانی”حمیدرضا آذرنگ“؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۴
    * بازی در نمایش”تیاتر اجباری“به کارگردانی”حسین کیانی“؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۳
    * بازی در نمایش”داستان خرس‌های پاندا“به کارگردانی”تینوش نظم‌جو“؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۸۲
    * بازی در نمایش”برای آخرین بار“به کارگردانی”علی روئین‌تن“؛ تهران، فرهنگسرای نیاوران؛ ۱۳۸۱
    * بازی در نمایش”ره بانو“به کارگردانی”زهرا صبری“؛ تهران، تئاترشهر، تالار قشقایی؛ ۱۳۷۹
    * بازی در نمایش خیابانی صندوق جادو“به کارگردانی”زهرا صبری“؛ ۱۳۷۸
    * بازی در نمایش”دو نیم پرده عشق“به کارگردانی”عبدالخالق مصدق“؛ تهران، تالار مولوی؛ ۱۳۷۷
    * بازی در نمایش”چیزی شبیه زندگی“به کارگردانی”حسین پناهی“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلی؛ ۱۳۷۶
    * نگارش، کارگردانی و بازی در نمایش خیابانی”ابتدا با عشق انتها از عشق“؛ ۱۳۷۶

جوایز
دریافت جایزه سوم بازیگری از جشنواره پانزدهم بین‌المللی تئاتر فجر برای بازی در نمایش خیابانی”ابتدا با عشق انتها از عشق“

مصاحبه با شهرام حقیقت دوست در ادامه مطلب 

 متولد رشت 

 

«شهرام حقیقت دوست» در رابطه با بیوگرافی اش چنین می گوید: «در سال ۱۳۵۱ در رشت به دنیا آمدم، فارغ التحصیل رشته نمایش از دانشگاه آزاد اسلامی هستم، تمام خانواده ام در شهر رشت زندگی می کنند و من به تنهایی در تهران…
کارم را با تئاتری به نام «پسر کارون» با امیر دژاکام شروع کردم، پس از آن کارهایی با عنوان «چیزی شبیه باران» به کارگردانی حسین پناهی در سال ۱۳۷۶، «بازگشتی نیست» به کارگردانی گلچهره سجادیه و در حال حاضر هم مشغول یک کار عروسکی به نام «صندوق جادو» در تالار هنر هستم. اولین سریالی هم که کار کردیم «مهر خوبان» به کارگردانی یوسف سیدمهدوی است و پس از آن سریال «داستان یک شهر، همسفر و بعد از آن سریال خط قرمز» است و آخرین هم سریال «شب آفتابی» بود که در همان ایام عید فیلم برداری کردیم».

  نقش های من

وی در مورد بازیگری می گوید: «از بچگی عاشق کار بازیگری بودم، رشته دبیرستانی ام تجربی بود، پس از دوران دبیرستان با وجود این که خانواده ام ناراضی بودند که در رشته هنر تحصیل کنم اما در رشته تئاتر امتحان دادم و در تهران قبول شدم، با وجود این که خیلی ها معتقدند نقشهایی که من بازی کرده ام منفی است، اما خودم تمام نقشهایم را دوست دارم و معتقدم که نقشهایی که من بازی می کنم منفی نیست چون ما تحت تاثیر نقشهایی قرار می گیریم که به نوعی در جامعه زندگی می کنند، شخصیتهای داستانهای ما به نوعی زنده هستند،ا حساس دارند، اما در شرایطی قرار می گیرند که مجبورند واکنش منفی نشان دهند، و اما در مورد خودم باید بگویم که اصلا” آدم منفی نیستم، بلکه خیلی معقول و احساساتی هستم، خانواده ام را خیلی دوست دارم، دوستانم را خیلی دوست دارم و می توانم بگویم که با آنها یک رابطه شدید احساسی دارم و احساساتی بودن را هم خیلی دوست دارم».

    ناصر را خیلی خوب می شناختم!

 و اما گفته های وی را در مورد ناصر خط قرمز بخوانید: قبل از آنکه ناصر از قالب داستان در آید آقای جعفری با من صحبت کرده بودند، حتی نظرات خودم را هم راجع به این نقش پرسیدند، آقای جعفری به کار من خیلی ایمان داشتند و می دانستند که من می توانم از عهده این کار برآیم، من ناصر را خیلی خوب می شناختم، با ناصر زندگی کرده ام و اگر نقصی هم در شخصیت پردازی ناصر وجود دارد، نه به متن پر می گردد و نه به شخصیت من، بلکه به بازی من بستگی دارد که تا چه اندازه به ناصر نزدیک شده ام و در قالب ناصر فرو رفته ام، به نظر من ناصر آدم قابل درکی است، آدمهایی مثل ناصر در شرایط زندگی ما خیلی زیاد هستند. در جامعه ما خیلی ها هستند که به واسطه عدم شرایط اقتصادی و نوع فرهنگ خانواده دست به اعمال خلاف زده اند.
این چنین انسانها در زندگی روزمره ما قابل لمس هستند و خیلی می توان راجع به آن فکر کرد و از لحاظ اجرایی شخصیت ناصر، تماشاچیان باید نظر دهند که آیا شهرام حقیقت دوست را در قالب «ناصر» شناخته اند؟ ما بدون وقفه ۱۶ ساعت کار می کردیم و از کار با این گروه خیلی راضی ام، ما طی ۴ ماه با هم زندگی کردیم وقتی که کار تمام می شد با هم شوخی می کردیم و توی سر و کله همدیگر می زدیم تا خستگی از تن بچه ها بیرون رود و یک بازی قشنگ هم به اسم «ایما ملک» خودمان اختراع کردیم که خیلی لذت می بردیم، پدرم می گفت: «بازیگران منفی در گذشته در خیابانها مورد ضرب و شتم مردم قرار می گرفتند» ولی امروزه شرایط فرق کرده و خیلی ها فرق بازیگر و نقش را می دانند و خیلی اظهار لطف می کنند و ما را شرمنده خودشان می کنند، من خیلی خوشحالم که توانستم با مردم به این خوبی ارتباط برقرار کنم.

    اگر قرار بود کارگردانی کنم…

اصولا” کار تلویزیون چون مخاطب گسترده و عام دارد باید به آن به طور نسبی نگاه کرد. من همیشه فکر می کنم که یک سریال خوب که از تلویزیون پخش می شود مخاطبان مختلفی دارد ممکن است یک کارشناس با دید انتقاد به کار نگاه کند و یک آدم بی سواد در یک کوره دهات برایش جالب و دیدنی باشد و برای پخش مجدد آن روز شماری کند، من می خواهم بگویم که باید برنامه ساز مطابق سلیقه عموم جامعه فیلم بسازد و یا اگر نمی تواند لابه لای این سریال برنامه هایی در خور سلیقه و انتظار و سواد هر کس به وجود آورد و ختم کلام این که باید به تلویزیون به عنوان رسانه پرمخاطب، جدی تر نگاه کرد و تنوعی اساسی در آن به وجود آورد ،در حال حاضر ما سریالهای خوبی را از تلویزیون می بینیم که خیلی خوب کار شده و ارزش دیدن را دارد و مخاطبان زیادی را به خود جذب کرده است. اگر قرار بود کارگردانی کنم دلم می خواست کاری را کارگردانی کنم که کار عمیقی باشد و سطح بالایی هم داشته باشد تا بتوانم تقریبا” همه مخاطبین را راضی نگه دارم.

    دنیای موسیقی

اگر بازیگر نمی شدم دوست داشتم موسیقی کار کنم، یک دوره خیلی کوتاه هم کار کردم، اما به دلایلی نتوانستم ادامه دهم. از روان شناسی هم خیلی خوشم می آید. اگر کار تصویری نداشته باشم بیشتر وقتم را صرف تئاتر می کنم و یا سر کار دوستان هستم که اگر بتوانم به آنها کمک کنم. ولی بیشتر سعی می کنم کار تئاتر بکنم. از بین تمام رنگها رنگ زرد را ترجیح می دهم و اعتقاد ندارم رنگ زرد رنگ تنفر است و فکر می کنم رنگ زردی رنگ تنفر است که کمی سیاهی قاطی اش باشد و چرک باشد «عرفا رنگ زرد را سمبل دانایی می دانند» من همیشه معتقدم که اگر انسان در زندگی سه اصل صداقت، ایمان و اعتماد به نفس را رعایت کند همیشه یک انسان کامل است، من خدا را خیلی دوست دارم که همیشه حامی من بوده و به من خیلی کمک کرده است و یک رابطه خیلی صمیمی با خدا دارم و در آخر از شما و مجله خوبتان تشکر می کنم.

    آخرین کار

شهرام حقیقت دوست، محبوبترین چهره سریال خط قرمز در تعطیلات نوروز هم دوستدارانش را تنها نگذاشت و با قبول پیشنهاد قاسم جعفری مبنی بر حضور در سریال جدید این کارگردان «شب آفتابی» به مدت ۱۵ شب مهمان خانه های آنان بود. با حضور پر بار او در این سریال باید نتیجه گرفت که وی عید امسال استراحتی نداشته و به شدت سرگرم بازی در سریال شب آفتابی بود، او پس از اتمام فیلم برداری در ۱۱ فروردین بلافاصله به محل زادگاهش رشت رفت تا چند روزی را در کنار خانواده اش سپری کند. وی بر این عقیده است، سریال شب آفتابی خوشبختانه در تعطیلات نوروزی که مصادف با ایام سوگواری محرم حسینی بود موفق به جذب مخاطبان زیادی شد. «به نظرم کاری راضی کننده و پر مخاطب بود و از بازی خودم هم در این سریال در نقش «منصور» تا حد زیادی راضی هستم، شاید به این خاطر که همیشه از کار با قاسم جعفری لذت می برم». وی در حال حاضر مشغول بررسی پیشنهادهای جدید است.

گرد آوری: www.shamdooni.com

ارسال شده در تاریخ: ۲۹ آبان ۱۳۸۸

مطالب مرتبط:

بدون نظر بیوگرافی و مصاحبه با نسرین مقانلو


+ 1 = 2



صفحه 1 از 11

جاوا اسكریپت