بهنوش طباطبایی
بهنوش طباطبایی

بیوگرافی بهنوش طباطبایی

بهنوش طباطبایی متولد ۲۷ اردیبهشت ۱۳۶۰در تهران است ،وی در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۸۹  با آقای مهدی پاکدل ازدواج کرد ،فارغ التحصیل کامپیوتر و ساکن محله یوسف آباد است ،صبور و آرام و کم حرف است ،اوقات فراغت خود را صرف مطالعه می کند ،عاشق سفر است ورنگ مورد علاقه اش آبی است ،بازیگر مورد علاقه اش آتیلا پسیانی و خواننده مورد علاقه اش علیرضا عصار است، یک دوره کلاس های بازیگری در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران گذرانده ،اولین تجربه بازیگری اش با سریال کوی دامون در سال ۸۱  بوده ،با سریال مسافری از هند شهرتش را به دست آورد .

فیلم‌های سینمایی
    * مصائب دوشیزه
    * پسران آجری
    * کلاغ پر
    * پوست موز
    * مجنون لیلی
    * گزارش یک اعدام

سریالها
    * مسافری از هند
    * کوی دامون
    * نو عروس
    * مسافری از هند
    * عشق گمشده
    * پیله‌های پرواز
    * چاردیواری
    * در مسیر زاینده‌رود(۱۳۸۹)
    * مختارنامه(۱۳۸۹)
    * از یاد رفته(۱۳۹۰)

مصاحبه با بهنوش طباطبایی در ادامه مطلب 

چه جوری به فضای داستان نزدیک شدید؟ کتاب خواندید؟ سراغ بزرگ‌تر‌ها رفتید؟

هیچ کدام، همه اش خود آقای عسگرپور بود؛ او خیلی خوب هدایت می‌کرد. فضای آن سال‌ها را واضح و روشن تصویر می‌کرد چون خودش آن زمان فکر می‌کنم حدودا ۱۷ ساله و در بطن ماجرا بوده. جنس فکر کردن، دیالوگ‌ها و روشنفکرهای آن موقع و جوان‌های دانشگاهی را بلد بود.
 

 ویژگی دخترهای آن موقع را چطور در آوردید؟ عسگرپور کمکتان کرد؟ 

بله،‌ می‌پرسیدم که واقعا فضا اینطوری بود؟ این قدر راحت بوده؟ این عشق‌های ایدئولوژیک در جریان بوده؟ در کنار عسگرپور، خانم بوبانی (مادر رسول) با تعریف خاطرات آن دوره هم کمکم کردند. آن موقع روابط خیلی ساده و صادقانه برگزار می‌شد اما الان برای انتخاب آدم‌ها حساب و کتاب می‌کنیم. به هر حال شخصیت پردازی مناسب عسگرپور و محلوجیان، این شرایط را موجه می‌کرد.
 
کار با عسگر پور چه ویژگی ای دارد؟ 
 کار را یک هفته بود که در آبادان شروع کرده بودند، به من زنگ زدند و از من خواستند نقش ناهید و فیلمنامه را بخوانم. راستش کار با عسگرپور را دوست داشتم. “قدمگاه” و “اقلیما”‌ را دوست داشتم. برای همین خود کارگردان در درجه اول برایم مهم بودند، قصه هم جذاب بود و همچنین حضور عوامل حرفه ای سینما در این کار در انتخاب من موثر بودند. آنجا که رفتم، فهمیدم مینا لاکانی،‌ بازیگر نقش ناهید بوده. شرایط سخت آنجا و از دست دادن مادرش که شرایط روحی اش را بهم ریخته بود، باعث جدایی او از پروژه شده بود.
این طور اضافه شدن به کار، سخت نبود؟ 
عوامل خیلی انرژی مثبت دادند؛ آن قدر که یک ماه و نیم را در آبادان –آن هم در فصل خرما پزان- با آن سختی به خوبی گذراندم. من سرخوش بودم و همه خوشحال.
فرق کارگردانی عسگرپور با بقیه چطور بود؟ 
 اهل مقایسه نیستم ولی کار با او را خیلی دوست داشتم. به نظرم یکی از ویژگی‌های مهم کارگردان، آرامشی است که دارد. خیلی‌ها این آرامش را ندارند و بلد هم نیستند انتقال بدهند و فضا را متشنج می‌کنند. ولی او در فضای آرام کمک می‌کرد، با او حرف می‌زدیم و مشورت می‌کردیم. دستمان را باز می‌گذاشت ولی هدایت می‌کرد. کدهایی را که لازم بود می‌داد. 

این کد دادن چی هست؟

بستگی به سئوالات ما داشت؛ هر کدام را به شکلی توجیه می‌کرد. برای هر کس این کد متفاوت بود. مثلا من تا چیزی را نفهمم نمی‌توانم اجر کنم، دیالوگ برایم روان نباشد، نمی‌توانم بگویم، به هیچ صراطی هم مستقیم نمی‌شوم.او با حرف زدن ماجرا را حل می‌کرد و بسته به جنس بازیگر کد می‌داد. به هر حال فضای قصه، فضایی است که ما در آن نبوده ایم، تصاویر جنگ را دیده ایم ولی واقعا که وسط جنگ نبوده ایم. سئوال و اختلاف سلیقه بود ولی حل می‌شد. 

با بقیه بازیگر‌ها چطور بودید؟  

این رضایت عمومی ‌از کار به غیر از خود عسگرپور، از انرژی مثبت کل گروه هم هست؛ یک جور همدلی و کمک به هم، انرژی مثبت پشت صحنه بالاخره به جلوی دوربین و به مخاطب می‌رسد. خیلی فیلم‌ها هست که به نظر می‌آید همه چیزش درست است ولی انرژی و ارتباط با مخاطب را برقرار نمی‌کند. چون پشت قضیه، گیری وجود داشته است. نبودن انرژی مثبت، صحنه و بازی‌ها را باورپذیر نمی‌کند ولو اینکه بازی‌ها عالی باشند ولی در این کار اینطور نبود.

بعد از بازی خوب در “مسافری از هند” حدود یک سال و نیم بازی نداشتید، و بعد یکهو در سینما پرکار شدید که بعضی‌هایشان موفق نبودند. 

بعضی از این انتخاب‌ها به خاطر کم تجربگی ام بود. آدم‌هایی مثل من که فقط و فقط خودشان تصمیم می‌گیرند، احتمال دارد اشتباه کنند. راستش من در آن لحظه ای که انتخاب می‌کنم، فکر می‌کنم درست ترین کار بوده؛ البته بعدش شاید ببینیم انتخاب خوبی نبوده ولی خوب اینها همه تجربه است؛ عیب ندارد. من باز هم خطا می‌کنم و این آزمون و خطا را دوست دارم و به پیشرفت من کمک می‌کند ولی یادتان باشد براساس پیشنهادهایی که به من می‌شود انتخاب می‌کنم نه براساس پیشنهادهای خودم. در نهایت چون ارتباطات سینمایی زیادی ندارم و نمی‌توانم از تجربیات بقیه استفاده کنم، انتخاب‌هایم بعضا درست از آب درنمی‌آید.
 
انگار در تلویزیون موفق تر هستید؟ 
درتلویزیون چون سریال‌ها،‌ زمان زیادی می‌برند من می‌ترسم به خاطر خستگی از پس آن برنیایم. برای همین قبول نمی‌کنم مگر اینکه نقش خیلی درگیرم کند.
ولی شاید به مخاطبی که در تلویزیون شما را دیده و برای شما به سینما می‌آید، بربخورد. 
 مخاطب می‌فهمد دارم تلاش می‌کنم پیشرفت کنم. به هر حال، ‌ما در زمانی زندگی می‌کنیم که براساس برنامه ریزی شاید به هدف نرسیم. من ترجیح می‌دهم پیشرفتم به صورت پله پله باشد؛‌ اگر از همان ابتدا من را در بالاترین سطح سینما قرار می‌دادند مسلما بعد از چندسال انگیزه ای برای ادامه نداشتم. اشتباه می‌کنم، بعد کار بعدی را انجام می‌دهم تا درست شود. باید به مرور جلو بروم.  

 منبع مصاحبه :http://forum.pacyrus.com

گرد آوری: www.shamdooni.com

ارسال شده در تاریخ: ۲۹ آبان ۱۳۸۸

مطالب مرتبط:
بیوگرافی و مصاحبه با بهنوش طباطبایی


7 + 7 =

  1. جدول کامل فرمول های انتگرال ( عمومی ):

    جدول کامل فرمول های انتگرال :
    Rules for integration of general functions

    Rational functions

    Irrational functions

    Logarithms

    Exponential functions

    پاسخ با نقل قول
    ——————————————————————————–

    ۱st August 2009 21:39 #2 Tiger_AIG

    وضعیت :
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : هرکجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم
    نوشته ها : ۲۲,۰۴۲
    تشکر : ۱۳,۹۲۵
    تشکر شده ۲۰,۷۵۹ بار در ۹,۵۷۳ ارسال

    Trigonometric functions

    Hyperbolic functions

    پاسخ با نقل قول
    ——————————————————————————–
    ۱st August 2009 21:40 #3 Tiger_AIG

    وضعیت :
    تاریخ عضویت : Sep 2008
    محل سکونت : هرکجا دور از تو باشم نازنین غربت نشینم
    نوشته ها : ۲۲,۰۴۲
    تشکر : ۱۳,۹۲۵
    تشکر شده ۲۰,۷۵۹ بار در ۹,۵۷۳ ارسال

    Inverse hyperbolic functions

    Definite integrals lacking closed-form antiderivatives

    (if n is an even integer and )
    (if is an odd integer and )

    (,



صفحه 1 از 11

جاوا اسكریپت