علی صادقی

بیوگرافی علی صادقی

علی صادقی متولد ۱۴ آذر ۵۹ است و در بیمارستان طرفه تهران متولد شده است.فوق دیپلم کامپیوتر دارد ، پدرش تراشکار و مادرش خانه دار است یک خواهر کوچکتر و یک برادر بزرگتر از خودش دارد.چند سال است که ازدواج کرده و فرزندی ندارد…با مجموعه آفتاب عالم تاب ساخته امیر سماواتی و مازیار حبیبی نیا وارد عرصه ی سینما شد.اصلاً اهل فوتبال نیست و بین سازها به گیتار برقی بیشتر علاقه دارد.خود او کار کوچه ی اقاقیااش را بیشتر از بقیه دوست دارد.بزرگترین آرزوی وی این است که آخر و عاقبتش به خیر باشد.ایده ی وی در زندگی این است که یک مزرعه داشته باشد در استرالیا با گاو،خوبی اخلاق وی این است که دروغ در کارش نیست. بدی اخلاقش هم اینه که خیلی رک است.در زندگی بیشتر ازموسیقی گوش دادن لذت می برد.کارتون مورد علاقه علی صادقی در دوران کودکی یه کارتون عروسکی به نام ارگ و جیرجیر. بن و سباستین، گامبا (یه موش بود که خونه شود گم کرده بود) یونیکو اسب شاخداراست.

فیلم‌شناسی

* پیک نیک در جنگ (سیدرحیم حسینی، ۱۳۸۳)

* هشت پا (علیرضا داودنژاد، ۱۳۸۳)

* هوو (علیرضا داودنژاد، ۱۳۸۴)

* اگه میتونی منو بگیر (شاهد احمدلو، ۱۳۸۵)

* تیغ زن (علیرضا داودنژاد، ۱۳۸۵)

* حرکت اول

*چپ دست (۱۳۸۴)

*پیک نیک در میدان جنگ (۱۳۸۳)

*آقا (۱۳۸۲)

*روایت سه گانه (اپیزود دوم، شوخی‌های خدا) (۱۳۸۲)

مجموعه های تلویزیونی

* آفتاب عالم تاب

* کوچه اقاقیا (رضا عطاران)

* پشت کنکوری ها (پریسا بخت آور)

* خانه به دوش (رضا عطاران)

* متهم گریخت (رضا عطاران)

*۳ در ۴ ( مجید صالحی )

*زن بابا (سعید آقاخانی )

مصاحبه با علی صادقی در ادامه ی مطلب

هیچکس از من نخواسته متفاوت باشم
جام جم آنلاین: گفتگو با علی صادقی کار آسانی نیست چون یا در دسترس نیست یا فرصتی برای مصاحبه ندارد. برای همین بسختی او را پیدا کردم آن هم در حالی که مشغول بازی در فیلم «پیتزا مخلوط» بود که باز هم یک کار طنز است.

علی صادقی در این گفتگو بیشتر از خودش و ایده‌هایی که در ارتباط با کارش دارد سخن گفت. او برخلاف نقش‌هایش که طنز هستند روحیه ظریف و حساسی دارد و دوست دارد متفاوت باشد، اما به قول خودش تا به حال کسی از او نخواسته این گونه باشد. به هر حال او دل پر دردی دارد، آن هم به خاطر دنیای شلوغ هنر. این هنرمند ۳۰ ساله به کارش علاقه دارد، اما به دنبال راهی برای کشف دنیای تازه‌تر است. با او و حرف‌هایش همراه شوید که خالی از لطف نیست. 

بیشتر کارهای شما طنز است، بنابراین می‌توان این سوال را مطرح کرد که آیا شما طنز را انتخاب کرده‌اید، یا طنز شما را؟ 

هیچ‌کدام. 

پس چرا همیشه در کارهای طنز دیده می‌شوید؟ 

چون دستمزدی که در کارهای طنز می‌دهند بیشتر از کارهای جدی است. 

پس دستمزد برایت اهمیت بیشتری دارد. درست است؟بله. به هر حال من سعی می‌کنم در کارهایی ظاهر شوم که بتوانم دستمزد واقعی‌ام را بگیرم. حالا طنز یا جدی فرقی نمی‌کند. 

پس با این حساب مخاطب چندان برایت اهمیتی ندارد؟چرا و فکر می‌کنم طی این سال‌ها توانسته‌ام مخاطبان خودم را پیدا کنم، مخاطبانی که همیشه همراهم بوده‌اند. 

ولی شما یک بازیگر هستید و به عنوان یک بازیگر باید در ژانرهای مختلف خودتان را محک بزنید، اما انگار علاقه‌ای به این آزمون ندارید؟ببینید، به نظرم این حرف‌ها برای هالیوود خوب است نه برای اینجا. اینجا بازیگر نمی‌تواند خودش را محک بزند. با توجه به فیلمنامه‌ها ما هم مجبور هستیم بالاخره یکی را انتخاب کنیم. پس فرصتی برای تجربه‌های مختلف نیست. 

در حال حاضر معیارت برای انتخاب یک نقش چیست؟رقم قرارداد و گروه خوب و البته مهم‌تر از اینها بازیگر مقابلم، چون اگر نتوانم با او بده و بستان خوبی داشته باشم نتیجه کار ضعیف خواهد شد. 

خود نقش چقدر برایت اهمیت دارد؟مهم است، ولی نه به اندازه نقش مقابل، چون اگر او خوب بازی کند من هم انرژی خواهم گرفت و نقشم دیده می‌‌شود. 

قبول دارید که طی این سال‌ها نقش‌های متفاوتی را تجربه نکرده‌اید، حتی در آثار طنز؟بله. من همیشه خودم بودم. در واقع همیشه علی صادقی بودم، چون هیچ وقت هیچ‌کسی نبوده که از من بخواهد متفاوت باشم. برای همین من هم متفاوت نبوده‌ام. 

پس دوست داری متفاوت باشی؟بله دوست دارم، اما به شرط این که فرصت برایم ایجاد شود. باید کارگردان بتواند یک نقش متفاوت و یک بازی تازه از من بگیرد. متاسفانه متن‌های ما ساده نوشته می‌شوند و پرداخت خاصی ندارند، بنابراین مجبورم همیشه از خصوصیات خودم وارد نقش‌هایم کنم و برای همین همیشه همان علی صادقی هستم. 

پس به همین دلیل است که در بیشتر کارهایت از بداهه استفاده می‌کنی؟بله. چون مجبورم خودم باشم. 

خب از این که همیشه خودت را بازی می‌کنی خسته نمی‌شوی؟ در واقع از این که همیشه علی صادقی با تو همراه است.  

چاره دیگری ندارم. نمی‌‌توانم فرد دیگری غیر از خودم را وارد نقش‌هایم کنم. 

معمولا چقدر با نقش‌هایت کلنجار می‌روی؟کلنجار نمی‌روم، بلکه سعی می‌کنم مابه‌ازای نقشی که قرار است ایفا کنم را در جامعه پیدا کنم و از این طریق به آن نقش نزدیک شوم. مثل لباس پوشیدن، طرز حرف زدن،‌ مدل مو و… به هر حال از هر قشری چیزی یاد می‌گیرم و از آن استفاده می‌کنم. 

این مساله کاملا در کارهایت نمایان است، چون بیشتر کارهای طنزت، جزو طنز‌های واقعی است. این نشان می‌دهد که دغدغه‌های مخاطبانت برایت اهمیت دارد.شاید، اما بیشتر نقش‌هایی که من بازی کردم، در مورد ازدواج بوده است. در واقع مسائل ازدواج به واسطه نقش‌های من گفته شده است که خودم هم از این موضوع ناراضی هستم. 

خب شاید به این دلیل است که ازدواج درحال حاضر به یک معضل تبدیل شده است.نه. به نظر من ازدواج مشکل نیست،‌ بلکه درست ازدواج کردن مساله واقعی است. 

علی صادقی برای بیشتر نقش‌هایش از تکیه کلام خاصی استفاده می‌کند. این روش دلیل خاصی دارد؟بله، ولی خودم هم زیاد این کار را دوست ندارم. بخصوص اگر به این قیمت باشد که از مخاطبم بخواهم به زور بخندد. اما گاهی بعضی از شخصیت‌ها به معنای عامیانه تکیه کلام‌ پذیرند مثل بهبود که آقاجون را به طرز خاصی تلفظ می‌کرد. اما همیشه تکیه کلام داشتن قشنگ نیست. 

آیا تاکنون توقعاتت از خودت برآورده شده است؟من زمانی می‌توانم از خودم توقع داشته باشم که در نقش‌های پیشنهاد شده تغییر ببینم. وقتی تغییری نمی‌بینم پس توقعی هم ندارم. 

اگر بخواهی در روش بازیگریت تغییری ایجاد کنی، چه کارهایی انجام می‌دهی؟ 

نقش مقابل در همه کارها برایم اهمیت زیادی داردچون اگر او خوب بازی کند من هم انرژی خواهم گرفت و نقشم دیده می‌‌شود. به همین دلیل قبل از بستن قرارداد از بازیگری که قرار است نقش مقابلم را بازی کند مطمئن می‌شوم 

من به تنهایی نمی‌توانم چیزی را تغییر دهم،‌ اما به نظرم اولین تغییر این است که باید فیلتری بگذارند تا هر کسی نتواند به عنوان تهیه‌کننده وارد این حرفه شود،‌ مثلا راننده کامیون یکدفعه تبدیل به مدیرتولید می‌شود یا فردی که نمایشگاه اتومبیل دارد، تهیه‌کننده می‌شود. خب این افراد نه سواد این کار را دارند و نه ذوقش را،‌ بنابراین با این وضعیت نمی‌شود توقع آنچنانی هم داشت. 

فکر می‌کنی همان‌طور که راحت می‌توانی مردم را بخندانی می‌توانی براحتی اشکشان را هم دربیاوری؟به نظر من مردم همین‌جوری هم راحت گریه می‌کنند و جایی که همه راحت گریه می‌کنند لازم نیست اشک کسی را دربیاوری،‌ بنابراین خنداندن سخت‌تر از گریاندن است. 

می‌گویند بازی در آثار طنز حرکت روی لبه تیغ است. هیچ وقت این مساله را حسی کردی؟من تازه وارد این حرفه نشده‌‌ام که چنین مسائلی برایم تازگی داشته باشد. من ۱۰ ساله بودم که وارد این کار شدم و الان ۳۰ سال دارم و در این سال‌ها یاد گرفته‌ام که با اعتماد به نفس کار کنم، بنابراین هیچ وقت روی لبه تیغ نبوده‌ام. 

یعنی هیچ‌وقت تیغ طنز دستت را نبریده؟اگر بریده هم باشد ابتدای کارم بوده که آن هم مربوط به کارهای کودک بوده است، پس بنابراین روی لبه تیغ نبوده‌ام، بلکه روی آجر راه رفته‌‌ام. 

ولی بازی در کارهای طنزی که به سمت هجو رفته است خودش می‌تواند یک نوع لبه تیغ باشد، قبول داری؟به هر حال مخاطبان آنقدر عاقل هستند که بتوانند این مسائل را تشخیص دهند. مثلا این که اگر بازیگری در این نوع کارها ظاهر شده یا از روی رفاقت بوده یا پول خوبی گرفته است. 

خودت از سر رفاقت در کارهایی بازی کرده‌‌ای؟بله، دستمزد بالایی هم گرفتم، البته هرگز به خاطر دستمزد بالا در هر کاری ظاهر نشده‌ام. 

خب بازی در سریال زن بابا را به خاطر رفاقت قبول کردی یا دستمزد یا نقش؟به خاطر خیلی چیزها. سعید آقاخانی که دوست خیلی خوبم است و گروه حرفه‌‌ای. باور کنید یک آدم اضافی توی کار نبود و ما یک کار ۳ ماه را در ۵۷ روز جمع کردیم، چون گروه همه با هم هماهنگ بودند. 

بهبود چقدر با نقش‌های قبلی‌ات فرق داشت؟فرق مهمی با دیگر نقش‌هایم نداشت، بهبود هم درگیر ازدواج بود. شاید تنها تکیه‌کلام‌های جدید داشت، همین. 

برای اجرای این نقش تمرین خاصی هم داشتی؟خیر. معمولا کمتر برای اجرای نقش‌هایم تمرین می‌کنم، چون تقریبا هیچ وقت وقت کافی وجود ندارد. بعضی وقت‌ها هم که چند تا کار را با هم انجام داده‌ام. 

خب با توجه به این مسائل بعد که کارهایت را دیده‌ای خودت از اجرای آنها راضی بوده‌ای؟بله، چون همیشه با انرژی به سمت نقش‌هایم می‌روم. 

پس، از بهبود هم راضی بودی؟بله، به نظرم در این سریال همه خوب بودند و این مساله مدیون کارگردانی خوب سعید آقاخانی است، چون توانسته بود همه چیز را بخوبی با هم هماهنگ کند. 

شگرد خاص علی صادقی در ارتباط با نقش‌هایش چیست؟دستمزد بالا و کیفیت بهتر! 

نه منظورم شیوه بازیگری است.من هم دقیقا جواب همین سوال را دادم. 

پس با این حساب با دستمزد بالا روحیه می‌گیری و نقش‌ات را بهتر بازی می‌کنی؟دستمزد بالا به همه روحیه می‌دهد. 

این وسط نظر منتقدان چقدر برایت اهمیت دارد؟کلا در ایران نقد و نقادی را قبول ندارم. انتقاد در جایی درست است که مشکلات وجود نداشته باشد و کسی می‌تواند نقد کند که خودش بتواند آن کار را بهتر انجام دهد. به هر حال در جایی که مشکلاتی برای ساختن فیلم وجود دارد یا طرف از روی بیکاری وارد این حرفه شده، دیگر جایی برای انتقاد باقی نمی‌ماند. 

حالا چرا از همه چیز و همه کس شاکی هستید؟من شاکی نیستم، چون همیشه با شرایط زندگی کنار آمده‌ام. 

ولی همیشه زندگی کاملا بر وفق مرادت نیست.به هرحال باید تغییر کرد. من کار می‌کنم که بتوانم زندگی‌ام را عوض کنم و تغییر دهم. 

راستی چرا علی صادقی هیچ وقت در کارهایش گریم ندارد. در واقع همیشه با همین سر و شکل ظاهر می‌شوی؟گریم شدن برای من کار سختی است. برای همین هم همیشه سعی می‌کنم با چهره واقعی خودم ظاهر شوم. 

اگر بازیگر مقابلت مثل شما نتواند از بداهه استفاده کند آن موقع چه واکنشی نشان می‌دهی؟ با توجه به این که خودت زیاد از بداهه استفاده می‌کنی.سعی می‌کنم روز اولی که می‌خواهم قرارداد ببندم، نقش مقابلم را مشخص کنم و اگر بدانم با او جور نیستم همان اول می‌گویم. 

منبع مصاحبه :محبوبه ریاستی -جام‌جم آنلاین

گرد آوری: www.shamdooni.com

ارسال شده در تاریخ: ۲۸ فروردین ۱۳۸۹

مطالب مرتبط:

بدون نظر بیوگرافی و مصاحبه با سیروس گرجستانی


1 + 7 =



صفحه 1 از 11

جاوا اسكریپت