بیوگرافی محمد صادقی

محمد صادقی متولد خرداد ماه سال ۱۳۳۶ در مشهد است , یک فرزند پسر به نام علیرضا دارد ,  در ۱۶ سالگی دیپلم می گیرد و در دو رشته صنایع غذایی و مکانیک ماشین های کشاورزی قبول می شود، اما به هیچ کدام از این رشته ها علاقه ای ندارد ,وی برای ادامه تحصیل به خارج از کشور می رود. در آمریکا در دانشگاه ایالتی “ویسکانسین” در مقاطع لیسانس، فوق لیسانس و دکترا در رشته علوم ارتباطات و ارتباطات جمعی و هنرهای ارتباطی، تحصیل می کند و در زمینه سینما و تلویزیون متمرکز می شود.برای تکمیل تحصیلات بازیگری در چند مدرسه بازیگری از جمله مدرسه “سن فورد مایزنر” و “لی استراس برگا” تحصیل می کند. در سال ۱۳۷۰ به ایران بر می گردد

فیلم شناسی

سینما
    * پایان‌نامه (فیلم) (۱۳۹۰)
    * پرچم‌های قلعه کاوه (۱۳۸۶)
    * ابراهیم خلیل‌الله (۱۳۸۴)
    * شاه خاموش (فیلم) (۱۳۸۲)
    * وعده دیدار (۱۳۸۲)
    * تو را دوست دارم (۱۳۷۸)
    * زخمی (۱۳۷۶)
    * فرار مرگبار (۱۳۷۴)
    * مهر و خون (تلویزیونی)

تلویزیون
    * مختارنامه
    * ولایت عشق
    * خواب و بیدار
    * سالهای مشروطه
    * عمارت فرنگی
    * بی صدا فریاد کن
    * سایه روشن

مصاحبه با محمد صادقی در ادامه مطلب

بازیگری مجموعه ای از استعداد و آموزش است و البته حرفه ای که علاقه مندان زیادی دارد. هنرپیشه ها نیز هر کدام از طرق مختلف به این حرفه پا نهادند. دکتر محمد صادقی تحصیلاتش را در زمینه بازیگری در امریکا انجام داد.
    او در کارنامه خود نقش های متفاوتی دارد و از جمله آنها می توان به سایه روشن، ولایت عشق، ابراهیم خلیل الله، مختارنامه، وعده دیدار، خواب و بیدار، بی صدا فریاد کن، سال های مشروطه و… اشاره کرد.
    گفت وگوی ما را با این هنرمند می خوانید:

    با نگاهی به کارنامه کاری شما می توان دریافت کارهای متفاوتی را تجربه کردید. چقدر سعی داشتید نقش های مختلفی را به عنوان یک بازیگر ایفا کنید؟
    من با یک سیستم واحد و سازمان یافته کار می کنم که متد نام دارد و شامل حال تمام نقش هایم می شود. اصولاً انتقادات تندی روی کار خودم دارم. تلاش می کنم نقش های متفاوتی را بازی کنم و نقش آدم های متفاوت و دور از هم را ایفا کنم. روی این موضوع بسیار کار کردم حالااین که چقدر موفق بودم را دیگران باید بگویند ولی در هر حال از تکرار فرار می کنم.

    شما این تفاوت ها را به درستی رعایت کرده اید اما در نوع اجرای این کاراکترها بیان مشابهی داشتید. نظرتان در این باره چیست؟
    وقتی بازیگر یک انسان واحد است مسلماً اشتباهاتی هم به چشم می خورد. نقش یک مجموعه است و باید دید در مجموع این نقش واحد یکدست و درست اجرا شده یا خیر، آیا مجموعاً این نقش برای مخاطب قابل باور شده یا خیر. اصلاً با آدم های دیگری که آن بازیگر نقش شان را ایفا کرده تفاوت دارد یا خیر. من دراین باره مخالفتی ندارم چرا که همیشه فکرمی کنم هر کاری را می شود با شرایط بهتر و با دقت بیشتری انجام داد.

    شما در سریال خواب و بیدار یک نقش کاملاً مثبت را ایفا کردید، در همکاری بعدی تان با مهدی فخیم زاده در سریال بی صدا فریاد کن بازی کردید که نقش منفی بود. به نظرتان فیزیک بازیگر در ایفای نقش های متفاوت چقدر موثر است؟
    وقتی بازیگری را برای نقشی انتخاب می کنیم دو راه پیش رویمان است؛ اولاً می توانیم آدم های خوب و بد را به اقتضای فیزیک واقعی شان انتخاب کنیم، در این صورت در جای ایمنی قرار می گیریم چرا که قضیه کاملاً منطقی است اما این یک فرایند ذهنی است که می تواند بسیار کسالت بار و قابل پیش بینی باشد. وقتی بازیگری را براساس خصوصیات ظاهری و کاملاً منطبق با نقش برمی گزینیم انتخاب، فرایندی می شود که همه مردم با آن موافق هستند. این مسئله کسالت بار می شود چرا که قابل پیش بینی است.

    اما راه دومی هم هست که می شود تخصصی و توام با چالش عمل کرد. می توان در انتخاب نقش بازیگری را برگزید که به ظاهر سنخیتی با آن کاراکتر نداشته باشد. آیا در زندگی همه آدم های بد ظاهر بدی دارند، اینطور نیست؟ اگر انتخاب نقش غیرقابل پیش بینی باشد و با درس های عمومی مغایرت داشته باشد خیلی جالب تر است.
    بسیار نامحتمل است که فردی با ظاهر من نقش مامون را بازی کند و دور از ذهن است، ولی اگر ذهنیت درست باشد اتفاقاً تفاوت ها به معنای تقابل ها نشان داده می شود مثلاً نقش آدمی که در تقابل با ظاهر برازنده اش باطن پلیدی دارد. داستان هنر، داستان تقابل و تفاوت ها است و اصلاً به این شکل نیست که همه چیز را با یک پیش بینی ذهنی و منطقی بچینیم.
    اصولاً منطق تنها چیزی نیست که عملکرد دارد بلکه جذابیت واقعی از احساسات و تناقضات احساسی، تفاوت ها و برخوردها می آید. شما به یک تابلوی نقاشی نگاه کنید. رنگ هایی که در کنار هم می آیند مغایرت دارند ولی همین رنگ ها در کنار هم جذابیت ایجاد می کند. فکر می کنم یک وجه انتخاب بازیگر در مغایرت با ظاهر و خصوصیات فیزیکی است وگرنه در وادی تکرار سقوط می کنیم که کار جذابی نیست. یکی از اشتباهاتی که خیلی از بازیگرها انجام می دهند ذهنی بازی کردن است. ذهنیت در زمان آماده سازی نقش است و در زمان اجرای آن کاملاً باید حسی عمل کرد. این بازی حسی باید مبتنی بر ذهنیتی باشد که قبلاً ساخته شده است وگرنه بازی بسیار کسالت بار می شود.

    شما در زمینه بازیگری تحصیلات بالایی دارید و البته تدریس می کنید. به نظرتان چقدر آموزش در بازیگری موثر است؟
    در این زمینه ما با سه عنصر استعداد، آموزش و تجربه مواجه هستیم. استعداد را همه افراد بشر به میزان متفاوت دارند اما در بعضی ها چیزی موسوم به «آن بازیگری» وجود دارد که انرژی خاصی و نیروی جاذبه خدادادی است. اگر هم فقط تجربه به کار گرفته شود قلمروهای مختلف یا تحلیل درست نقش به خوبی پیش نمی رود. این قابلیت را که بازیگر بتواند نقش های مختلف را در قالب های متفاوت ارائه کند، ایجاد نمی شود. بازیگرانی در تاریخ سینما هستند که مثلاً ۲۰۰ نقش بازی کردند اما کار دویستم با کار پنجم تفاوتی نمی کند چون این آدم غریزی بازی می کند و به واسطه تجربیاتی که کسب می کند بهتر و با کیفیت تر بازی می کند. اما چیزی که بین استعداد و تجربه قرار دارد آموزش است. به هیچ عنوان نمی شود ارزش آموزش را انکار کرد. آموزش نقش بسیار اساسی در شکل دادن به استعداد دارد و استعداد را بالفعل می کند. یعنی استعداد بالقوه است و توسط آموزش بالفعل می شود. آموزش خیلی مهم است ، برای این که راهکارهایی را ارائه دهیم و به سطوح بالاتری ارتقا پیدا کنیم قطعاً نیاز به آموزش داریم.
    حالاتجربه چیست؟ تجربه استثنائاتی است که در حین کار می آموزیم. در واقع قواعد را از آموزش می گیریم و استثنائات را از تجربه کسب می کنیم. این نکات برای کار ما موثر است مثلاً زمانی که بازیگر خسته است چگونه می تواند بر خستگی خود غلبه کند. هر سه عامل استعداد، آموزش و تجربه مهم است. یعنی باید استعداد را در معرض آموزش قرار بدهیم و ضمن کسب تجربیات صیقل پیدا می کند اما اگر از پایه و اساس استعدادی وجود نداشته باشد یا استعداد کم باشد، قطعاً بازیگر سوار بر همان استعداد اندک نمی تواند به سطوح بالابرسد.
    وقتی یک بازیگر سبک های سینمایی را نشناسد و کمدی را از درام تفکیک نکند و… طبعاً در تاریکی به سر می برد و کارش یکدست و خوب نمی شود.

    آقای خوش نیت سریال سایه روشن چقدر به خودتان نزدیک است؟
    اتفاقاً نزدیک نیست. من سعی کردم شخصیت معمولی باشد. خوش نیت آدمی است که مختصات خودش را دارد. مسلماً به من هم شباهت هایی دارد. وقتی بازیگر نقشی را ایفا می کند ابعادی از شخصیت خودش هم در آن مستتر است و باید اینگونه باشد. به نظرم بازیگر و نقش در میان راه با هم برخورد و ملاقات می کنند و در واقع یکی می شوند. به همین جهت وقتی بازیگران مختلف یک نقش واحد را بازی می کنند قطعاً شیوه اجراها متفاوت است.

    چرا آنقدر کم کار هستید؟
    من معتقدم در هر دوره ای از زندگی باید کاری را انجام داد. اگر بازیگر روی بازی های متعدد اصرار داشته باشد اصولاً با نزول کیفی کار دچار می شود که زیاد برای من جذابیت ندارد. من به دنبال نوشته خوب هستم و اگر پیدا نکنم بازی نمی کنم. بازیگری بخشی از وقت من را اشغال می کند نه تمام وقتم را. البته به بازیگران جوان توصیه می کنم تمام ذهنشان را روی این کار بگذارند. اما افرادی هستند که بخشی از وقتشان صرف کارهای دیگر می شود مثلاً برای من آموزش اهمیت دارد و به این حیطه علاقه مند هستم.

    در کارنامه شما نقش طنز مشاهده نمی شود. مایل هستید کاراکتر طنز هم ایفا کنید؟
    البته، اگر نقش طنز مناسبی به من پیشنهاد شود حتماً دوست دارم بازی کنم.

    اخیراً سریال هایی که در سال های گذشته روی آنتن رفته بودند بازپخش می شوند. فکر می کنید پخش دوباره این سریال ها چقدر در جذب مخاطب موثر است؟
    به نظرم خوب است. این مسئله در همه جای دنیا رایج است. در یک ساعاتی که اوج تماشاگر را داریم مثلاً ۸ تا ۱۱ شب کارهای نو و جدیدی پخش می شود ولی بد نیست که در زمان هایی دیگر آثاری که ارزش پخش دوباره را دارند روی آنتن بروند. چون در زمان پخش مسلماً عده ای کار را ندیدند و این فرصت خوبی است که این سریال ها دوباره دیده شوند.

منبع مصاحبه : روزنامه ایران-مریم رضازاده   

گرد آوری: www.shamdooni.com

ارسال شده در تاریخ: ۵ آذر ۱۳۹۰

مطالب مرتبط:
بدون نظر بیوگرافی و مصاحبه با محمد صادقی


8 + 4 =



صفحه 1 از 11

جاوا اسكریپت